فریاد ما  Fariade Ma

             این نشریه کاملا مستقل و دور از سازمان و حزب و ... بوده و فقط برای رساندن فریاد دادخواهانه مردم ایران راه اندازی شده است .                                                                     جمهوری اسلامی با پذیرش ولایت فقیه و صغیر دانستن 70 ملیون ایرانی عملاً ناقض اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد

بایگانی  ( 29 )

سال سوم شماره 29 دی ماه 1385 بهاء 05/0 یورو

ما در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری که با نام و به بهانه اسلام جان مسلمان و غير مسلمان را براحتی با فتوای انسانی ناآگاه و متحجر می گيرند، رشد نمودیم .

اين کشور که:

با پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر صغير بودن ۷۰ مليون مردم ايران می باشد و فقط حافظ منافع عده ای ناکس شده است .

اين کشور که:

به گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در زمین ) که : مردم ایران دو گروه خودی و غير خودی هستند و همه چيز را برای خودی ها درست و برای غير خودی ها نا درست است .

اين کشور که:

حق آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و در پاسخ کمترين اعتراض توسط مزدورانش سرکوب و اعدام می گردد.

این کشور که :

نمایندگانشان منصوب رهبر و شورای نگهبان بوده و در خواب هستند .

 

وای به حال این مردم

این کشورکه:  ....

ما گفتنی زياد داریم ولی اينک توان باز گوئی تمام آنها نيست ولی اين سر آغازی برای رساندن نجوای مان که اينک به صورت فرياد شده است، می باشد. با اميد همکاری شما انسان های آزاده و آزاديخواه .

ماهنامه فریاد ما

در این شماره می خوانید :

 

1. گوشه ای از فریاد ما

2. ولایت فقیه مظهر نابودی

3 . 25 نوامبر روز بین المللی مبارزه با خشونت بر علیه زنان

4 . در این «مرز پر گهر» و «مدینه فاضله اسلامی» مردم را به خاک سیاه نشانده اند

 

5 .  سرکوب مردم نشانه ضعف رژیم است

25 نوامبر روز مبارزه با خشونت بر علیه زنان

وحید محمدتقی نژاد

روز 25 نوامبر، روز بین المللی مبارزه با خشونت علیه زنان است. برای اولین بار در «اولین گردهمایی فمنیستی برای آمریکای لاتین و جزایر دریای کارائیب» که در بوگوتا، کلمبیا، در روزهای 18 تا 21 ژوئیه 1981، تشکیل شد، روز 25 نوامبر به عنوان «روز جهانی علیه خشونت بر علیه زنان» اعلان شد.

تاریخ 25 نوامبر به یادبود خاطره 3 خواهر اهل جمهوری دومینیکن، خواهران "میرابال" انتخاب شد. قتل این سه زن در سال 1960 در دوران حکومت دیکتاتوری رافائل تروئیلو صورت گرفت. اعلان این روز به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت بر علیه زنان به عنوان احترام به این سه خواهر و همچنین اذعان به وجود خشونت جنسی در جهان میباشد. خشونت بر علیه زنان یکی از مسائلی است که باید در ابعاد وسیع مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در واقع زمان طولانی نیست که خشونت در سطوح مختلف به مشکلی جدی برای تبدیل گشته است، بلکه تاریخ طولانی خشونت در دنیا سبب گشته تا در نظر ما امری عادی جلوه کند. خشونت به معنای اعمال کارهای غیر انسانی و و ایجاد ضرب و شتم و اضطراب در دیگران است.

خشونت به شیوه های مختلفی بر زنان اعمال میشود: خشونت خانگی، تجاوز، خرید و فروش زنان و دختران، تن فروشی اجباری، خشونتهای ناشی از جنگ مثل قتل و تجاوزهای سیستماتیک، بردگی جنسی، بارداری اجباری، کشتار نوزادان دختر، انتخاب جنسیت نوزادان، ختنه دختران، خشونت سیاسی و غیره. خانواده مکان آغاز خشونت برعلیه زنان است. زنان در خانوادههای جوامع شرقی به بهانه های عدم رعایت ارزشهای مقدس و قید و بندهای سنتی و به بهانه حفط آبرو به شدیدترین شکل تنبیه میشوند. پدران بدون آنکه ترس و واهمه ای از مجازات داشته باشند قوانین نابرابر در ساختار جامعه را در خانواده پیاده میکنند. افزایش شکنجه، به قتل رساندن دختران توسط پدر، برادر یا عمو و دایی و روی دادن قتلهایی تحت لوای ناموس شاهدی بر این مدعاست. وجود روابطی که ازدواج در آن نه بر اساس انتخاب آگاهانه و عاشقانه صورت گرفته بلکه صرفاً بر اثر تکلیف به صورت سنتی انجام میگیرد و زن در خانواده بعد از قیومیت پدر مورد خشونت همسر قرار میگیرد. بر طبق آمارها 70 درصد از زنان تحت خشونت هستند ، برای حدود یک چهارم زنان آغاز خشونت از همان شب اول ازدواج و یک چهارم دیگر در همان هفته اول ازدواج است. در هر 12 ثانیه یک زن مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. از هر سه زن در طول عمرشان یک زن به وسیله شریک جنسی خود مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. در 95 درصد از خانواده ها خشونت اعمال شده از سوی مردان است.بیش از 40 درصد از قتل زنان بوسیله شوهر یا دوست پسرشان صورت میگیرد. از هر ده زوج شش زوج دست به اعمال خشونتبار خانوادگی میزنند.خشونت در خانواده در تمامی طبقات ، نژادها ، سطوح مختلف درآمد و تحصیلات وجود دارد.افراد خشن در دوران کودکی قربانی یا شاهد خشونت بوده¬اند.  به این ترتیب خشونت خانوادگی به یک فرد خاتمه نمیابدو قربانی در بزرگسالی و پس از تشکیل خانواده همان رفتار فرا گرفته در خانواده را در حل تعارضها و تنشهای خانوادگی به کار میگیرد ، پدیده¬ای که در جامعه کارشناسی از آن بعنوان " گردش خشونت " نام میبرند.ساختار جامعه نیز هنجارهای مربوط به خشونت را میپذیرد و رفتار خشن را تحمل میکند و باعث تقویت خشونت خانوادگی و گردش آن از نسلی به نسل دیگر میشود. 90 درصد کودکانی که در خانواده¬هایی زندگی میکنند که در آنها ضرب و شتم وجود دارد ، به کتک خوردن مادرشان آگاهی دارند.

80 درصد بزهکاران در حیطه سرشار از خشونت بزرگ شده¬اند. پسرانی که در شرایط خشونبار خانوادگی بزرگ میشوند ، 70 درصد بیشتر از بقیه ظرفیت و گرایش کتک زدن به زنانی که با آنان زندگی میکنند را دارا هستند.کودکانی که در شرایط خشونتبار زندگی میکنند 300 درصد بیشتر از افراد معمولی الکلی یا معتاد میشوند.

این آمارهای نکان دهنده حاکی از تاثیرات خشونت و بازتولید خشونت در جامعه است. خشونت جنسی یکی دیگر از شیوه¬های اعمال خشونت علیه زنان است. خشونت جنسی در دو حالت بر زنان اعمال میشود یکی اجبار در سکس و تجاوز جنسی و دیگر برخورد دوگانه با دو جنس زن و مرد داشتن و یکی را بر دیگری ترجیح دادن. خشونتهای ناشی از جنگ نیز یکی دیگر از شیوه¬های خشونت اعمال شده بر زنان است. در جنگهای اخیری که ما نیز شاهد آن بودیم ، مرز میان اقدامات جنگی ، جنایت ، نقض حقوق بشر و خشونت جنسی به هم ریخته و هرج و مرج و تاراج به استراتژی جنگ طلبان تبدیل شده است. بنابر نظر یونیسف و سازمان (مدیکا موندیاله) هنوز هم خشونت جنسی و تجاوز به زنان و دختران در تمام جهان به طور هدفمند و به عنوان یک حربه جنگی مورد استفاده قرار میگیرد.

زنان زندان ابوغریب در کشور عراق که در جنگ میان آمریکا و عراق بیشترین فشارهای بیشترین فشارهای جسمی و روحی به آنان تحمیل شد ، بهتریت نمونه این واقعیات هستند.زنان مناطق جنگی مانند بوسنی ، کوزوو و افغانستان نیز از این جمله¬اند. ناگفته نماند که نه تنها در دوران جنگ بلکه بعد از آن نیز تجاوز جنسی به زنان وجود دارد و زنان بعد از جنگ نیز کاملاً بدون حمایت قانون و بی پناهند.

برای زنان علیرغم اعلام پایان جنگ هنوز این فاجعه سپری نشده است. مشکلات روحی و روانی زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته¬اند و کودکانی که بر اثر این تجاوز به دنیا آمده¬اند و مادرانی که ناخواسته مادر شده¬اند ، باقی مانده است و این کابوسی است که برای این زنان صدمه دیده ادامه دارد.زنان در سیاست نیز مورد خشونت واقع میشوند . به قول مهرانگیز کار : خشونت سیاسی با عملکرد اهرمهای قدرت رسمی یعنی دولت ، علیه زنان اعمال میشود . این خشونت به صورت غفلت از حقوق انسانی زنان در قانون گذاری انعکاس میابد و به صورت عدم پشتیبانی از برابری حقوق زن و مرد در سیاست گذاری ظاهر میشود.آمار خشونت بر علیه زنان در ایران کمتر از طرف رسانه¬ها انعکاس میابد و رژیم ایران و رسانه¬های تحت حاکمیتش بر آن سرپوش میگذارند.در کل خشونت علیه زنان را باید در مجموعه¬ای به هم تنیده از انواع خشونتهای خانگی ، اجتماعی ، سیاسی ، جنسی ، روانی و مالی جستجو کرد. حقوق زنان جزء لاینفک حقوق بشر و جهانشمول است. خشونت علیه زنان در جامعه ما ریشه¬ای عمیق دارد و مستلزم یک مقابله جدی و همگانی و رادیکال است که بتواند ریشه خشونت و زمینه¬های آنرا بخشکاند و راه را برای از بین بردن هر گونه خشونت هموار سازد.

ولایت فقیه مظهر نابودی

شهاب سبحانی

صدای حرکت عقربه های ساعت همچون ناقوس مرگ، نزدیک شدن روز سرنوشت ساز را به حکومت ولایت فقیه هشدار می دهد. از این رو، ملاها به تکاپو افتاده و برای فرار از سرنوشت پست و خواری که در پیش رو دارند، از بالا رفتن از دیوار راست تا در رفتن از سوراخ موش را امتحان می کنند. از یک سو، لاریجانی به طور محرمانه پیشنهاد تعطیل غیر علنی تاسیسات اصفهان را می دهد و از سوی دیگر با تکذیب آن، خواهان آغاز گفتگو با سه کشور اروپایی می شود اما وقتی پاسخ منفی می گیرد، دست به دامان روسیه، یکی از قلدرترین باجگیران از جمهوری اسلامی می شود تا جلسه ای با سران اروپایی در آن کشور ترتیب دهد. دبیر شورای عالی امنیت رژیم در این امر هم به ظاهر، به گفته یک دیپلمات اروپایی، به خاطر "دور بودن مسافت با مسکو"، ناکام می ماند. گزارش ارایه شده اخیر از جانب آقای البرادعی وخامت اوضاع را برای رژیمی که شهرت به سزایی در فاشیسم مذهبی و تروریسم دارد و همزمان به دنبال ساخت بمب اتمی نیز است، غیر قابل تحمل می کند. مدیر کل آژانس انرژی اتمی، در آستانه نشست شورای حکام این آژانس برای بررسی پرونده هسته ای رژیم، در گزارش خود می گوید:"یافته های جدیدی وجود دارد که از وجود تجهیرات و تکنولوژی دو منظوره در ایران حکایت می کند، تکنولوژی ای که هم می تواند برای طرحهای نظامی و هم غیر نظامی بکار رود." آقای البرادعی مودبانه ابراز می کند که رژیم در ابراز صداقت تاخیر کرده است یا به عبارت دیگر، تا به حال دروغ گفته است.

البرادعی همچنین به اسنادی که بیانگر ریخته گری و ماشین کاری فلز اورانیوم ضعیف، طبیعی و غنی شده می باشد اشاره کرده که برای ساخت بمب هسته ای بسیار مفید است. دوران پیشبرد اهداف با دروغ و تزویر برای رژیم به پایان رسیده است. هیچ اقدامی جز تسلیم کامل نمی تواند ملاها را برهاند. تسلیم کامل داوطلبانه یا اجباری که شورای امنیت برای آن تعیین می کند.

 

احمدی نژاد هم مدعی خدائی می شود

ابراهیم خزائی

نواری از احمدی نژاد دست به دست می چرخد، که منبع تکثير آن خود رژيم است ؛ نه اينکه رژيم به سايت های وابسته به خودش که پنهانی عمل می کنند فرمان داده باشد که اين نوار را پخش کنند ؛ نه اين نوار ويدئو را سايت امنيتی ، بازتاب که فرمانده سپاه پاسداران سابق و دبيرتشخيص مصلحت نظام آنرا می چرخاند تکثير کرده است . اپوزسيو ن خارج نشين هم که انگار اولين بار است که در يک حکومت مدرن و مترقی، که همه رفتارهايش با موازين امروز دنيا هماهنگ است يک اتفاق غير معمول رخ داده ، تند و تند دارد اين نوار ويدئو را باز پخش می کند، در سايت ها می گذارد، با ايميل به اين طرف و آنطرف می فرستد.

برخی از سايت های خارج نشين پيرو خط استحاله هم بشدت فعال شده اند، پيک نت هم که بعد از شکست معين به رفسنجانی دل خوش کرده بود (همان رفسنجانی که جناب رهبر ، خطرناک ارزيابيش کرد و سرش را شيره ماليد ) حالا از هر فرصتی بهره می برد تا به مردم بفهماند که اگر پشت قاتل شرفکندی را خالی نمی کردند قاتل سامی وقاسملو به ميدان نمی آمدو آبروی ايران اسلامی ! برباد نمی رفت.

من نمی دانم احمدی نژاد با خاتمی ، خاتمی با ناطق نوری، ناطق نوری با کروبی؛ مهاجرانی با لاريجانی، لاريجانی با شمس الواعظين ، شمس واعظين با شريعتمداری و... ديگر سردمداران وسياست بازان حکومت آحوندها با هم چه فرقی دارند اما اين را خوب می دانم که آنچه دوام اين حکومت را باعث شده همين بخش بزک شده رژيم است. اگر رژيم ناطق نوری را به ميدان فرستاده بود (چنانچه صلاح می ديد همين کار را می کرد، هندوانه هايی که خاتمی وباندش 8 سال زير بغل مردم محروم ما گذاشتند معيار نيست ) چه بسا تا حالا گورش را گم کرده بود.، اين را من نمی گويم آقای حجاريان ايدوئولوگ حکومت که همرزمان امنيتيش قصد جانش را هم کردند به صراحت گفت : اگر ما حاتمی را نياورده بوديم ساقطمان کرده بودند( نقل به مفهوم)

در اين سالها احزاب وجريان ها ونشريات استحاله گر خارج نشين از سخنان گوهر نشان آقای خاتمی لذتی وافرمی بردند البته سخنان اين جناب را در تاکيد بر ضرورت پيروی از ولی فقيه ، تملق از مقام رهبری ، ستايش از جلاد اوين ، تمکين از حکم حکومتی ، دستور به مامورين بسيج برای مقابله با دانشجويان وضرب وشتم مردم معترض وماست مالی قتل های حکومت را زير سبيلی رد ميکردند اما انشا های مردم رنگ کن وفريبکارانه وی را برجسته مي نمودند. يادتان هست در همين سالها حکومت آخوندها ،يک امام جمعه داشت( هنوز هم دارد) به اسم ، حسنی ، همانگونه که الان رژيم حرفهای احمدی نژاد راخود تکثير ميکند، آن زمان هم حرفهای حسنی را می پراکند وحتی سخنرانی های اورا خودشان بصورت کتاب با تيراژ وسيع پخش ميکردند ، من هر وقت مي خواستم به خبرها وتقسير هايی که ماهيت واقعی رژيم را نشان می داد دسترسی بيابم حرفهای حسنی را گوش می دادم وآنگاه که خسته می شدم برای تفريح به شعار ها ی مردم رنگ کن خاتمی روی می آورم . وقتی خاتمی از گفتگوی تمدن ها سخن می گفت، از مدارا وتسامح ، محبت، آزادی دفاع می کردوازهماهنگی دين ودمکراسی دم می زد اين کلمات در دهان وی تبديل به خنده دار ترين واژه ها می شد . اگر تامل کنيم او بود که کاريکاتوری خنده آور ازحکومت دينی ارايه می داد نه امام جمعه راستگوی اروميه. حالا که ج.ا احمدی نژاد را به صحنه کشانده ديگر کمتر سخنان حجت الاسلام حسنی را اشاعه می دهند. در اين شرايط دستمال داران خاتمی قيل وقال براه انداخته اند،که ای داد و بيداد ، صدای پای فاشيست می آيد انگار ، يک رژيم مترقی يک باره و ناگهانی فاشيست شده است. اصلا به رويشان نمی آورند که همين آقا،شهردار شهر 15 مليونی تهران بود.هنرمندان ونويسندگانی که برای فرار از چنگال فاشيست به زير عبای سمبل فساد و تباهی و استبداد پناه گرفتند آيا به هنگامی که اين بچه هيتلرشهرداد شهرشان بود صدای پای او را نشنيدند و نمی دانستيد که در شهری زندگی می کنند که يک فاشيست طالبانی شهردار ی اش را ميچرخاند؟

مگر از يادمان رفت که خاتمی مترقی! آنگاه که ميخواست به اسپانيا سفر کنند قبل از سفرش يک گروه صد نفره به اسپانيا رفت. اين گروه کارش اين بود که بتواند مشکل سرو شراب در سر ميز شام که سنت در بار اسپانيا بود را از ميان بردارند وسرانجام با حذف شراب به نفع معلاملات گسترده با آخوندها زير عنوان حفظ ارزش های اسلامی اين معضل مهم دنيای معاصر به خوبی وخوشی حل و فصل شد .

بله به چنين رئيس جمهوری می گويند مترقی و پيشرو؟

احمدی نژاد ادعا دارد که به هنگام سخنرانی مشعشعانه! اش در مقر سازمان ملل هاله ای نورانی، می بيند و سخنش چنان تاثير گذار است که هيچ يک از مقامات حاضر مژه هم نمی زنند.

مگر يادمان نيست در جنگ خمينی و صدام، امام زمان با اسب سفيدش نيروی مشوق سربازان اسلام بود ( همان جنگی که آقای خاتمی رئيس تبليغاتش بود) خوب وقتی امام زمان در جنگ به کمک سربازان اسلام می آيد؛ چرا رئيس جمهور محبوب! را در سرزمين کفار تنها بگذارد؟ چرا تعجب می کنيد که حضرت به صورت هاله ای از نور در مقرسازمان ملل حاضر شود وسران کشورهارا در جای خود ميخکوب کند؟ مگر نمی دانيد که روشنفکر انديشمند ما تصوير خمينی را در ماه می ديد و در لابلای قرآن محاسن مبارک حضرت امام را جستجو می کرد بی آنکه کسی اين رفتار را سرزنش کند و آنرا نشانه تحجر و کور ذهنی جامعه روشنفکری ما بداند.

رويت محاسن حضرت امام در قرآن همانقدر مضحک بود که رويت هاله ای نورانی به هنگام سخنرانی احمدی نژاد در سازمان ملل متحد؟

حضرت امام هنوز هم ، مجبوبت و مقبوليت دارد البته باند های حکومتی ممکن است گاه برا ی کسب قدرت به جان هم بيفتند، اما همه آنان امام امت و افکار مترقی!اش را باور دارند پس چرا رئيس جمهوری که ميخواهد ارزشهای انقلاب اسلامی که رها آورد حضرت امام بود را تکرار کند ، عقب مانده و متحجر است؟ پزشک ويژه سايت پيک نت تشخيص داده احمدی نژاد بيمار روانی است. گويااين پزشک در زمان حيات امام راحل دانشجو بود و حق طبابت نداشت!!. اما می دانيم هنرمندان وابسته به احزاب متمايل به مواضع ضد امپرياليستی امام که گردانندگان سايت پيک نت نيز از آن تبارند بيشترين ستايش ها را نثار مرشد و مراد احمدی نژاد می کردند. به تکه ای از سروده سياوش کسرايی توجهتان میدهم.

دارمت پيام/ای امام/که زبان خاکيانم ورسول رنج/آمدی/ خوش آمدی/...حق ما بگير/دادمابرس/تيغ برکشيده رامکن به خيره در نيام/ حاليا که می رودسمنددولتت بران/حاليا که تيغ دشنه تو میبرد/بزن!

سايت روز که با حضور پنهان هوشنگ اسدی(بهار ايرانی) و نوشابه اميری و حضور علنی مسعود بهنود و سيد ابراهيم نبوی ميچرخد هم وظيفه اش حمايت از باند خاتمی / رفسنجانی/کروبی و...سرکوفت به باند ديگر ، جنتی/احمدی نژاد و.. است. البته اين روزها اينها کلی پکر شده اند. 15 مليون یورو که با دلالی فرح کريمی قرار بود بی درد سر به جيب هايشان بريزند دارد سوخت می شود. دولت هلند ديگر لزومی نمی بيند روی اسب مرده شرط بندی کند هرجه اينا ن می گويند که کمی صبر داشته باشيد؛ 4سال ديگر باز هم حقه بازهای اصلاح طلب نما به وسط گود مي آيند؛ دولت هلند زير بار نمی رود علاوه براين با تعويض سفير جمهوری اسلامی در پاريس که از باند خودشان بود گويا پول چايی سفارت هم به حد کفايت نمی رسد. از اين لحاظ هم اين جمع همگون دلخور شده اند ، هر چند اگر سردار سازندگی زياد ناخن خشکی نکنند. خوب اين پول ها که برای ارباب پول نيست (تلويزيون آقای کروبی هم بزودی راه می افتد و سهم اين جمع محفوظ است) البته روزی نامه روز به وظايف خودش به خوبی عمل می کند در شبه مقالاتش مرتبا نيشی هم به دولت امام زمان می زند و چند روز پيش در مقاله ای با تيتر درشت ياد آوری ميکرد که 4 ماه گذشته است ودولت به وعده هايش عمل نکرده است.

عجب!! مگر آقای خاتمی رهبر گفتگوی تمدن ها به قول ها و وعده هايش در 8 سال صدارتش عمل کرد که احمدی نژاد به ادعای 4 ماهه اش عمل کند؟، خاتمی شارلاتان مردم را فريب داد وبه پای صندوق رای کشاند ، احمدی نژاد بدون پشتيبانی مردم وبا زد وبند سر از صندوق در آورد. کدام يک از اين دو خطرناکترند ؟

و چرا اينان روز به روز رفتار خاتمی را تعقيب نمی کردند تا بينند به قول هايش عمل می کند ويا نه ؟

احمدی نژاد وخاتمی هر دو نوکر ولايتند چرا دست بوسی احمدی نژاد برجسته می شود اما تمکين ودستمال داری ، تملق وچاپلوسی خاتمی نسبت به رهبر عظيم الاشا ن را برويشان نمی آورند؟

اينان در انتظارند که طرح بی کفايتی رئيس جمهور را به مسجد (مجلس شورای اسلامی )دست نشانده ولی فقيه ببرند تا بلکه او وباندش را از ميان بردارندوبار ديگر دارودسته خاتمی از کنار گود به ميدان بيايند و بار ديگر اينان مردم را بچاپند وگرنه مگر خاتمی صاحب اختيار بود؟

خودش که می گفت تدارک چی ای بيش نيست وحاميانش هم که سرانجام به ناچار اعتراف می کردند که بی عرضه وبی لياقت و بی کفايت است.آنروز که می گفتيم که واژه های چپ وراست و ميانه و اصلاح طلب ، اصولگرا، و ديگر واژه های متداول دنيآی سياسی هيچ قرابتی با جمهوری اسلامی ندارد البته دلالها و کارچاق کن های سياسی / فرهنگی روی ترش می کردند . حالا برای هر ساده انديشی هم مشخص است که ج.ا يک حکومت مافيايی/ فاشيستی است که کشورهايی اروپايی ، و دکانداران سياسی برای اينکه توجيهی برای همکاری با آن به دست بياورند اين تقسيم بندی ها را برايش جا انداختند و خودشان را هم پيرو جناح اصلاح طلب ، نماياندند. تصور می کنم هر فردی که منافع ای در حکومت آخوندها ندارد بعد از 27 سال تجربه دردناک استقرار ج.ا بپذيرد که اين حکومت ارتجاعی ، در کليت آن ضد انسان ، ضد مدرنيته ، واپسگرا ، فناتيک ؛ آدمکش وآدمخوار است. رئيس جمهور انتصابی اش چه خاتمی باشد چه رفسنجانی و چه احمدی نژاد.اما برای آنان که سقوط اين جانيان را طلب می کنند؛ وضعيت امروز جمهوری اسلامی و حکومت از درون پوسيده ولايت فقيه با حضور احمدی نژاد خود بهترين شرايط را فراهم آورده است آيا از اين فرصت طلايی به خوبی بهره می گيريم ؟

حاميان حکومت خوب دريافته اند که با وجود احمدی نژاد سقوط ج.ا شکل واقعيت به خود گرفته است ميخواهند بلکه آقا را بر سر عقل بياورند و تا عذر اين جان نثار بارگاه را که چهره ای بدون رتوش از جمهوری اسلامی ارايه می دهد را بخواهد و رفسنجانی اين روباه مکار و حيله گر را بجايش بنشاند.

می گويند احمدی نژاد قدش کوتاه است يک متر چند سانت بايد قد قاتل باشد تا مورد پذيرش قرار بگيرد و مجوزبرايش صادر کنند ؟

سيد ابراهيم نبوی در گفتکو با راديو فردا می گويد: دست وصورتش را نمی شويد. آقای نبوی خود به هنگام تسويه دانشگاه زير عنوان انقلاب فرهنگی چماقدار دار و دسته سروش بود. لابد وقتی برای ضرب وشتم دانشجويان اعزام می شد دست و صورتش را با گلاب شستشو می داد تا هم نظافت را رعايت کرده باشد و هم از اجر اخر وی بهره ببرد.

می گويند احمدی نژاد بي ريخت و بد لباس است اسمش را گذاشته اند ميمون نژاد.رژيم اگر بماند برای دوره بعد يک قاتل خوش تيپ و خوشگل و خوش قواره و خوش پوش را به مسند می کشاند تا اختلاف جزيی اش با اپوزسيون مترقی! برطرف شود.

آقای شجريان هفته گذشته يک کنسرت چند روزه در تهران برگذار کرد سايت های خارج از کشور متمايل به حکومت خود اعتراف می کنند که طی سالهای گذشته (چرا نمی گويند در دوران 8ساله صدارت خاتمی؟) استاد از صحنه محروم بود. مکان کنسرت را هم که می دانيد، سالن وزارت کشوربا اجازه وزير کشور احمدی نژاد يا به قول آقای کروبی دولت طالبانی / امنيتی احمدی نژاد در اختيار گروه شجريان قرار داده شده است. اگر پر و بال دادن به هنرمندان معيار قضاوت باشد ، خوب دولت احمدی نژاد که هنرمند نواز تر از خاتمی است . ( البته سينه چاکان آقای شجريان هم که ميخواستند ، از وی يک شخٍصيت ضد حکومت بسازند؛ رو دست خورده اند)

بياد داريم که جناب حجازی مداح برجسته معاصر به هنگام پا منبری يکی از سخنرانی های خمينی ميکروفون را در اختيار گرفت و فرياد زد: ای آقا اگر توخود امام زمانی بگو.

البته خمينی خوف کرد و کمی عقب نشست؛ صلاح ديد نايب امام بماند هر چند مداح خود را از انعام محروم نکرد .

اما ديگر وقت ظهور امام زمان فرارسيده است نقشه راهش هم فراهم است. محل اقامتش هم (چاه جمکران) شناسايی شده بيش از اين امت تشنه ظهور را در انتظار نگذاريد آقای حجازی بفرمايید بالای منبر، خود اين سئوال را اعلام کنيد:

ای احمدی نژاد اگر امام زمانی بگو...

 

رژیم ولایت این آب و خاک را نابود کرد

بهزاد توکلی

«اینهایی که زیربنای همه چیز را اقتصاد می دانند، اینها انسان را حیوان می دانند. حیوان هم همه چیزش فدای اقتصادش است. الاغ هم زیر بنای همه چیزش اقتصادش است.»

(ایت الله روح الله خمینی – صحیفه نور: جلد 9 – صفحه 71)

«می گویند مغزها فرار می کنند، این مغزهای پوسیده بگذارید که فرار کنند. شما برای آنها خیلی افسرده نباشید و دنبال همان معنایی که دلشان می خواهد بروند. مگر هر مغزی که به قول شما علم درش بود شریف است؟ ما بنشینیم غصه بخوریم که مغز فرار کرده؟

برای این مغزهایی که به انگلستان و امریکا فرار کردند غصه بخوریم؟

این مغزها بگذار فرار بکنند و یک مغزهای صحیحی بیایند روی کار.حالا می خواهند تصفیه کنند. شما نشسته اید غصه می خورید که چرا اعدام می کنند؟

این مغزهای پوسیده برای انسانهای از بین رفته چرا این طور بحث می کنید؟ چرا اسلام را تخطئه می کنید؟ این مغزها فرار می کنند؟

بگذار فرار کنند. جهنم که فرار کردند. این مغزها مغزهای علمی نبودند. بهتر که فرار می کنند. غصه نخورید برای اینها. اینها باید هم بروند. باید هم فرار کنند. دیگر جای زندگی برای اینها نیست. این مغزهای فرار بدرد ما نمی خورند. بگذارید فرار کنند. اگر شما هم می دانید که در اینجا جایتان نیست شما هم فرار کنید»

(آیت الله روح الله خمینی در ملاقات با اعضای کمیته امداد روزنامه اطلاعات، 9 آبان ماه 1358)می خواستم در ادامه یادداشت پیشین تحت عنوان «خمینی طراح و بنیانگذار ولایت مطلقه فقیه» این بار در مورد جایگاه ولایت فقیه در قانون اساسی و قدرت واقعی آن در حکومت و این که چرا تضاد مردم با «ولایت فقیه» عمده ترین تضاد جامعه و کانون اصلی ستیز و مبارزه علیه آن می باشد مطلبی بنویسم.

در حالی که مشغول تهیه این مقاله و فاکتهای مربوط به آن بودم، انتشار بعضی از آمار تکاندهنده همراه با ادعاهای احمدی نژاد در مورد «مبارزه با فساد» توجه مرا جلب کرد و بنابرین آن مطلب را نیمه کاره رها کردم و این نوشته کوتاه همراه با بعضی واقعیتهای تکاندهنده را به عنوان یادداشت هفته تنظیم کردم.

هدف من از تهیه این مقاله این است که با آمار دولتی نشان دهم که منابع ملی ما توسط نظام حاکم و در راس آن باند ولایت به یغما می رود و منافع مردم در هیچ زمینه با منافع نظام حاکم همسو نیست.

امروز فقر در جامعه ما بیداد می کند و حکومت ميلیاردها دلار را برای امور نظامی و امنیتی هزینه و یا غارت می کند. در حالی که به ادعای کارگزاران رژیم، خط فقر 250 هزار تومان است، حداقل حقوق کارگران 122 هزار تومان تعیین شده است. وقتی حداقل حقوق برای کارگران 122 هزار تومان تعیین شد، یک عضو خانه کارگر که یک نهاد دولتی است گفت:« اگر تا دیروز اجناسی چون تلویزیون ، خودرو ، یخچال و كالاهای لوكس برای قشر زحمت كش كارگر ، رویایی دست نیافتنی بود، امروز ارزاق عمومی روزانه نیز برای كارگر تبدیل به كالای اشرافی شده است.»در ایران بودجه بخش پژوهش نیم درصد از در آمد ناخالص ملی را تشكیل می دهد در حالیكه این عدد در كشورهای توسعه یافته بین 5/2 تا 4 در صد است. در کشور ما سهم هر محقق كمتر از یك هزار دلار است در حالی كه سهم محققان كشورهای توسعه یافته بین 80 تا 200 هزار دلار است.

در کشور ما در حالی که زنان بیش از نیمى از جمعیت كشورند، براساس آمارهاى دولتی تنها ۱۱ درصد نیروى كار را تشكیل مى دهند. بار تكفل (تعداد افراد وابسته به یك شاغل) در ایران حدود ۴ نفر است. بدین ترتیب در این «مرز پر گهر» و در این «مدینه فاضله اسلامی» یک نفر کار می کند تا زندگی خود و 4 نفر دیگر را اداره کند. به بیان دیگر در حالی که در ترکیه حدود 42 در صد جمعیت شاغل هستند در ایران حدود 22 در صد جمعیت کار می کنند.

می پرسند چرا سن فحشا پائین آمده است؟

می پرسند چرا ناهنجاریهای اجتماعی افزایش سرسام آور پیدا کرده است؟ می پرسند چرا منابع ملی ما به هدر می رود؟

چرا ما که دومین مخازن گاز جهان را داریم، از این امکان استفاده بهینه نمی کنیم و به دنبال اتم هستیم؟  

می پرسند که چرا در کشور خشک و کم آب ما باید راندمان آبیاری در حدود 32.5 در صد باشد و بدین ترتیب 67.5 در صد آب هرز رود؟

چرا و چرا های بیشمار دیگری هم وجود دارد. راستی چرا؟در کشور ما همه ی امورات کشور بر اساس منافع راس هرم قدرت، یعنی ولایت فقیه سامان می یابد.

هزینه های سنگین نظامی و امنیتی به منظور سرکوب مردم و توسعه تروریسم و بنیادگرایی در جهان، فساد در دستگاه حکومتی، گسترش اقتصاد دلالی و سوداگری، فقدان سرمایه گذاری، نبود آموزش و پژوهش موثر، تخریب محیط زیست، گسترش فقر و اختلاف طبقاتی، فقدان بهداشت مناسب، ستم بر زنان، سرگردانی جوانان و گسترش حاشیه نشینی محصول سیاست تامین و تضمین امنیت نظام استبدادی مذهبی ولایت فقیه است.

 

مدیر مسئول

امیر خزائی

سر دبیر

شهاب سبحانی

هیئت رئیسه

بهزاد توکلی

ابراهیم خزائی

وحید محمدتقی نژاد

آدرس :

Shahab Sobhani

Fritzhusemann Str. 20A

59192 Bergkamen

Tel.: Tel.: +49 2307286316

s_sha_30@yahoo.de

www.azadegy.de/Fariade%20Ma/index.htm

یادآوری

این نشریه زیر نظر مدیر مسئول برای رساندن فریادمان به دیگران و دفاع از حقوق انسان ها در ایران و افشاگری جنایات و خیانتهای رژیم اسلامی منتشر میشود.

نشر آثار، سخنرانی ها و اطلاعیه ها به معنی تائید و پذیرش آنها نمیباشد .

با اعتقاد به گسترش افکار، استفاده و انتشار آثار چاپ شده در این نشریه کاملاً آزاد است

فریاد ما

                                


بازگشت به خانه