ما
در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری که با نام و به
بهانه اسلام جان مسلمان و غير مسلمان را براحتی با فتوای
انسانی ناآگاه و متحجر می گيرند، رشد نمودیم .
اين کشور که:
با
پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر صغير بودن ۷۰ مليون
مردم ايران می باشد و فقط حافظ منافع عده ای ناکس شده است .
اين کشور که:
به
گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در زمین ) که : مردم
ایران دو گروه خودی و غير خودی هستند و همه چيز را برای خودی
ها درست و برای غير خودی ها نا درست است .
اين کشور که:
حق
آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و در پاسخ کمترين
اعتراض مردم توسط مزدورانش سرکوب و اعدام می گردد.
این کشور که :
نمایندگانشان منصوب رهبر و شورای نگهبان بوده و در خواب هستند

وای به حال این مردم
این کشورکه: ....
ما
گفتنی زياد داریم ولی اينک توان باز گوئی تمام آنها نيست ولی
اين سر آغازی برای رساندن نجوای مان که اينک به صورت فريادی
شده است می باشد.با اميد همکاری شما انسان های آزاده و
آزاديخواه .
ماهنامه فریاد ما
در
این شماره می خوانید :
1. گوشه ای از فریاد
ما
2. کنوانسيون حذف
کليه اشکال تبعيض عليه زنان
3.
آیا با رعایت حقوق
بشر،می توان خوشبخت شد؟
4.
نگاهی
به دادگاه های ولایت فقیه!؟
5. ادعاهای جدید
نماینده خدا در زمین!!!؟
6. زبان مادری و
ایران
کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان
مصوبه 18 دسامبر
1979(27آذر 1358)- قطعنامه شماره 180/34 مجمع عمومی سازمان ملل
متحد
قدرت اجرايي بنابر ماده 27(1) سوم سپتامبر 1981(12 شهريور1360)
تنظیم:
امیر
خزائی بخش پنجم
ماده شانزدهم
1-
دولتهاي عضو، اقدامات
لازم و مقتضي را در جهت حذف تبعيض عليه زنان در تمام مواردي که
مربوط به ازدواج و روابط خانوادگي است، بعمل خواهند آورد و
بويژه امور زير را بر مبناي برابري حقوق مردان و زنان تضمين
خواهند نمود:
الف- داشتن حق يکسان
براي (انعقاد) ازدواج
ب- داشتن حق آزادانه و
يکسان براي انتخاب همسر و (انعقاد) ازدواج بر پايه رضايت آزاد
و کامل دو طرف
ج- داشتن حقوق و
مسئوليتهاي يکسان در دوران ازدواج و هنگام انحلال آن (جدايي)
د- داشتن حقوق و
مسئوليتهاي يکسان به عنوان والدين در موضوعات مربوط به
فرزندان، صرفنظر از وضعيت زناشويي آنها. در کليه موارد منافع
کودکان از اولويت برخوردار است.
ه- داشتن حقوق يکسان
جهت تصميم گيري آزادانه و مسئولانه در زمينه تعداد فرزندان و
فاصله زماني بارداري و دستيابي به اطلاعات، آموزش و وسائلي که
آنها را براي اجراي اين حقوق قادر ميسازد.
و- داشتن حقوق و
مسئوليتهاي يکسان در رابطه با حضانت (سرپرستي)، قيمومت کودکان
و فرزند خواندگي يا رسم هاي مشابه با اين مفاهيم که در قوانين
داخلي وجود دارد. در کليه موارد منافع کودکان از اولويت
برخوردار است.
ز- داشتن حقوق فردي
يکسان به عنوان شوهر و زن از جمله حق انتخاب نام خانوادگي،
حرفه و شغل.
ح-
داشتن حقوق يکسان براي هر يک از زوجها در رابطه با مالکيت، حق
اکتساب، مديريت، سرپرستي، بهره برداري و اختيار اموال خواه
رايگان باشد و يا هزينه اي در برداشته باشد.
2-
نامزدي و ازدواج کودکان غير قانوني است و کليه اقدامات از جمله
وضع قانون جهت تعيين حداقل سن ازدواج و ثبت اجباري ازدواج در
يک دفتر رسمي بايد ضروری است.
قسمت پنجم
ماده هفدهم
1-
بمنظور بررسي
پيشرفتهاي حاصل از اجراي کنوانسيون حاضر کميته رفع تبعيض عليه
زنان (که از اين به بعد کميته خوانده ميشود) تشکيل خواهد شد.
اين کميته در هنگام لازم الاجرا شدن کنوانسيون از 18 (نفر کار
شناس) و پس از تصويب يا پيوستن سي ا مين دولت عضو، از 23 نفر
کارشناس که داراي شهرت اخلاقي و صلاحيت در زمينه مربوط به
کنوانسيون هستند، تشکيل ميگردد. کارشناسان بوسيله دولتهاي عضو
از ميان اتباع کشورشان انتخاب خواهند شد. (انتخاب شدگان) با
صلاحيت شخصي خود خدمت خواهند کرد (نه به عنوان نماينده دولت
متبوعشان. مترجم). در انتخاب کارشناسان به توزيع عادلانه
جغرافيائي و نمايندگي از شکلهاي گوناگون تمدن و نظامهاي عمده
حقوقي، توجه ميشود.
2-
اعضاء کميته از طريق
راي مخفي و از فهرست افرادي که بوسيله دولتهاي عضو نامزد شده
اند، انتخاب خواهند شد. هر دولت عضو ميتواند يک فرد را از ميان
اتباع خود نامزد نمايد.
3-
نخستين انتخابات 6 ماه
پس از تاريخي که کنوانسيون حاضر قدرت اجرائي پيدا کرد، برگزار
خواهد شد. حداقل 3 ماه قبل از تاريخ هر انتخاب، دبير کل سازمان
ملل متحد طي نامه اي به دولتهاي عضو از آنها دعوت خواهد کرد که
نامزدهاي خودشانرا ظرف 2 ماه معرفي کنند. دبير کل فهرست اسامي
نامزدها را به ترتيب حروف الفبا و با ذکر دولتهاي عضو
نامزدکننده تهيه ميکند و (آنرا) براي دولتهاي عضو ارسال خواهد
داشت.
4-
انتخاب اعضاي کميته در
جلسه دولتهاي عضو مربوطه و به رياست دبير کل سازمان ملل متحد و
در مقر سازمان ملل برگزار خواهد شد. دراين جلسه که حد نصاب
تشکيل آن حضور (نمايندگان) دولتهاي عضو ميباشد، افراد انتخاب
شده براي (عضويت) در کميته آن دسته از نامزدهائي خواهند بود که
بيشترين تعداد آراء و اکثريت مطلق آراي نمايندگان دولتهاي عضو
حاضر و راي دهنده در جلسه را بدست آورند.
5-
اعضاي کميته براي يک
دوره چهارساله انتخاب خواهند شد. ليکن، دوره عضويت 9 نفر از
اعضاء انتخاب شده در اولين انتخابات، در پايان دو سال به پايان
مي رسد. بيدرنگ پس از اولين انتخاب، نامهاي اين 9 نفر با قيد
قرعه و بوسيله رئيس کميته انتخاب خواهند شد.
6-
انتخاب پنج عضو اضافي
کميته، بنابر مقررات بند 2 و 3 و 4 اين ماده و بدنبال سي و
پنجمين تصويب يا الحاق صورت خواهد گرفت. دوره (عضويت) 2 نفر از
اعضاي اضافي در پايان دو سال پايان خواهد پذيرفت و نامهاي اين
دو نفر به قيد قرعه بوسيله رئيس کميته انتخاب خواهند شد.
7-
براي پر نمودن شغلهاي
خالي، دولت عضوي که مدت دوره وظيفه کارشناسي آن بمثابه عضو
کميته متوقف شده است، کارشناس ديگري از ميان اتباع خود (براي
عضويت) با تائيد کميته منصوب خواهد کرد.
8-
اعضاي کميته با تائيد
مجمع عمومي، حقوق (مقرري) از صندوق مالی سازمان ملل با در نظر
گرفتن شرايطي که مجمع تصميم ميگيرد و اهميت مسئوليت کميته،
دريافت خواهند کرد.
9-
دبير کل سازمان ملل
متحد تسهيلات و کارمندان لازم را به منظور انجام موثر وظائف
(اعضاء) کميته بنابر (مقررات) کنوانسيون حاضر، تامين خواهد کرد.
ادامه دارد
آیا با رعایت حقوق بشر،می توان خوشبخت شد؟
شهاب سبحانی
سازمان دفاع از حقوق
بشر کردستان (
RMMK ) امروز
وارد دومین سال فعالیت خود می شود. این سازمان در 20 فروردین
1384 ( 9 آوریل 2005 ) در کردستان (و در تهران) تشکیل شد تا
برای حفظ و پاسداشت و رعایت حقوق بنیادی و آزادیهای اساسی
تصریح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر در کردستان تلاش کند، اما
رعایت حقوق بشر در کردستان ایران همراه با رعایت و تضمین و
تامین حقوق بشر در سراسر ایران امکان پذیر است. به همین جهت
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان خواستار آن است که:
حکومت جمهوری
اسلامی با اهتمام به بهبود در وضعیت حقوق بشر، و اتخاذ سیاست
آشتی ملی، اعتبار کشور را احیا و اعاده نموده و با برقراری
دموکراسی در کشور و تامین منافع مردم، حقوق بشر را در سراسر
ایران رعایت کند.
همگان می دانند دولت
ایران با اتخاذ برخی مواضع و سیاستهای نا متعارف و اجرای
برنامه های متناقض و مغایر با تعهدات بین المللی بویژه عدم
رعایت حقوق بشر و حقوق شهروندی مردم و ملتهای ایرانی ؛ چهره ای
مخدوش، ناسازگار، خشن و بی اعتبار از ایران در جهان به نمایش
گذارده است. کشتار مخالفین حکومت در دهه های گذشته، سرکوب
ملتهای تحت ستم بویژه سرکوب خونین جنبش ملت کرد در دهه های شصت
و پس از آن، سرکوب آزادی بیان و مطبوعات، توقیف صدها روزنامه و
نشریه و زندانی کردن روزنامه نگاران، روشنفکران، دانشجویان و
فعالان مدنی و سیاسی و سرکوب تلاشهای دگر اندیشانه و اصلاح
طلبانه در چند سال اخیر، سرکوب خشن و خونین جنبش نوپای مدنی
کردستان طی سال گذشته و برخوردهای تند با فعالان صنفی و کارگری
در این اواخر، از موارد نقض تعهدات و تضاد پراکتیکی و مخالفت
با بنیادی ترین و اساسی ترین حقوق مردم ایران و ملتهای ایرانی،
از سوی حکومت و مدیران آن است. امروز نقض دامنه دار حقوق بشر و
انبوهی از معضلات گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادي
دیگر کشور را از درون و برون با بحران مواجه ساخته است.
اما راه برون رفت از
بحران موجود کدام است؟ براي رهایی کشور از مشكلات و نا
بسامانيهای موجود و بازسازی و بازیابی جایگاه و اعتبار ایران
در جهان امروز، چه باید کرد؟
به نظر سازمان دفاع از
حقوق بشر کردستان؛ ضروري ترين اقدامي كه بايد از جانب مسئولان
كشور سریعا اتخاذ گردد، اهتمام به بهبود وضعیت حقوق بشر و
اعاده حقوق و مطالبات مردم، ملیتهای تحت ستم، زنان، جوانان و
کارگران است. برای تأمين این منظور ضروری است دولت جمهوری
اسلامی سریعا" برنامه آشتی ملی و برنامه اصلاحات را تواما"
پيگيرانه و قاطعانه به مورد اجرا بگذارد. اجراي اين برنامه ها
از طريق:
اعلام عفو عمومي در
کشور، از میان برداشتن محدوديتها و موانع فعاليتهاي سياسي و
اجتماعي و فرهنگي در كشور، انجام اصلاحات بنیادی و اساسی و
ضروری در راستاي باز شدن فضاي سیاسی و اجتماعی در همه عرصه ها،
خشونت زدایی، توسعه روابط و مناسبات مسالمت آميز میان ملیتهای
ایرانی و تامین حقوق فرهنگی و ملی آنان، همزیستی و صلح پيگير
با تمامی كشورهاي جهان، تطبیق کلیه قوانین با اعلامیه جهانی
حقوق بشر و میثاقهای بین المللی، تامین حقوق مردم و برقراری
دموکراسی واقعی در کشور، امكان پذير میگردد. به همین منظور
اتخاذ چنین سیاستی باید در برگیرنده محورهای زیر باشد:
1. رعایت حقوق مردم.
اجراي اصول فصل سوم قانون اساسي موجود بويژه با تاکید بر تامین
حقوق مدنی، سیاسی و شهروندی از جمله تأمين برابري همه افراد در
برابر قانون، تأمين آزادي بيان، عقيده، مطبوعات، اجتماعات،
راهپيماييها و ميتينگهاي مسالمت آميز، آزادي فعاليت احزاب و
سازمانهاي سياسي، انجمنهاي صنفي و فرهنگي، جلوگيري از تعرضات
خودسرانه نيروهاي انتظامي و امنیتی به حقوق افراد و شهروندان،
عدم دخالت در امور زندگي خصوصي افراد، مصون بودن مسكن و جان و
مال و حيثيت و شغل افراد از تعرضات غيرمسئولانه، مصون بودن
مكاتبات و مكالمات و مخابرات افراد، تامین امنیت و حقوق
دادخواهی و عدالت قضایی و حقوق اجتماعی و مدنی همه شهروندان.
2. الغای قوانین ناقض
حقوق بشر. لغو كليه قوانين، مقررات و بخشنامه هاي مصوبه قواي
قضائي و اجرایی و قانون گذاری و هر نهاد ديگري كه با حقوق
بنیادی و آزادیهای اساسی مردم مغايرت دارد و یا به نحوی محدود
کننده و متناقض حقوق بشر است.
3. حق نظارت مردم بر
حکومت. مقامهاي رهبري كشور، در برابر اجراي كامل قانون، باید
خود را مسئول بدانند و اعمال آنها با قانون تطبيق يابد. نظارت
مردم و نهادهای مدنی غیر دولتی بر تصميمات و اعمال رهبران
حکومتی و کارگزاران دولتی و حق انتقاد علني از عملكرد هريك از
مقامات كشوری تأمين گردد.
4. حقوق متهمان
وزندانیان.برای جلوگیری از بازداشتهاي غيرقانوني و خودسرانه،
ممنوعیت اعمال شكنجه هاي جسمي و روحي عليه متهم براي كسب
اعتراف يا اقرار، تأمين حق متهم در برخورداري از دادگاههای
علني و مستقل و بي طرف و با حضور هیات منصفه مستقل، تأمين حق
استفاده از وكيل مدافع براي متهم، ممانعت از انجام هر عمل
مغاير با شأن و حيثيت و اعتبار انساني بر عليه متهم، عدم هتك
حرمت و حيثيت زنداني در زمان بازداشت يا حبس و تبعيد تدابیری
عملی اندیشیده شود و اجرا و تحقق و تامین آن با نظارت و سرکشی
نهادها و سازمان های مدافع حقوق بشری تضمین گردد
5.
آزادی زندانیان
سیاسی. زندانيان و بازداشت شدگان سیاسی و مطبوعاتی که اتهام
آنان فعالیت در عرصه های سیاسی، مدنی و روزنامه نگاری بوده و
یا آنهایی كه به اتهام هواداري و عضويت يا ارتباط با گروههاي
مخالف و اپوزسيون و نيز اقدام عليه نظام بازداشت و زندانی
گرديده اند، در هر مرحله از روند رسیدگی اعم از اینکه در مرحله
بازجويي و يا دادگاهی قرار دارند و یا آنکه دوران محكوميت خود
را سپری می کنند، بدون قيد و شرط آزاد شوند.

6. آزادی بیان و
مطبوعات. کلیه مطبوعات، روزنامه ها، نشریات الکترونیکی و
اینترنتی توقیف شده رفع توقیف گردند و همه گونه كمك مادي و
معنوي جهت انتشار مجدد و نیز بهبود و ارتقاء كيفيت و کمیت
مطبوعات، روزنامه ها و نشریات مختلف فراهم شود. با حمایت از
روزنامه نگاران، روشنفكران، نويسندگان، اربابان اندیشه و
اصحابان جراید و همچنین آزادی فعالیت رسانه های شنیداری و
دیداری مستقل، جریان آزاد اطلاعات و آزادی بیان تضمین و تامین
گردد.
7. آزادی فعالیت سیاسی
دانشجویان. محدوديتهاي اعمال شده عليه دانشجويان و فعالان
دانشجویی و سياسي در دانشگاهها و مراكز آمـــــوزشي لــغو و
برچیده شود و امكان تبادل آزاد نظرات سياسي و اجتماعي و علمي
برای دانشجویان و دانش پژوهان در زمینه های گوناگون، بدون
محدودیت فراهم گردد
نگاهی به دادگاه های ولایت فقیه!؟
شهاب سبحانی
ماجرای محکوم شدن يک
بسيجی به 15 ضربه شلاق و اجراي شدن حکم
دستگاه قضايي استان
گلستان يكي از مضحك ترين احكام قضايي ايران در هفته هاي گذشته
صادر و اجرا كرده است.
سال گذشته در جريان
سخنراني توهين آميز فرمانده سپاه استان گلستان عليه احمد
شيرزاد كه در آن موقع نماينده مجلس ششم بوده، يکي از نيروهاي
فعال بسيج در سال هاي جنگ، به اين سخنان اعتراض كرده و به وي
ميگويد كه شما داريد نمايندگان ملت توهين ميكنيد. در پاسخ به
اين انتقاد، فرمانده سپاه گلستان به گوش وي سيلي ميزند و
بسيجي معترض نيز، عليه فرمانده سپاه شكايتي تنظيم و تقديم
مراجع قضايي ميكند.

شکايت بسيجي معترض، به
سازمان قضايي نيروهاي مسلح ارسال ميشود و دادگاه پس از يك
سال، "شاكي" را به علت تمرد از فرمان مافوق به 15 ضربه شلاق
محكوم مي كند.
اين شخص براي پيگيري
احقاق حق خود هفته ها به دادگاه ها مراجعه مي كند كه در نهايت،
اخيراً يك روز كه براي دادرسي به دادگستري رفته بوده، وي را
همانجا دستگير نموده و حکم شلاقش را اجرا ميكنند!
ادعاهای جدید نماینده خدا در زمین!!!؟
رضا رضائی
در زیر ادعاهای این
مدعیان جانشینی خدا و مدعی منتظران امام زمان تا در رکابش !
دنیا را پس کشتار کافران و مرتدان آرام نموده و ... در حال ظلم
و کشتار مردم هستند و دقیقه ای از جنایت ، دزدی و خیانت دست
نمیکشند را بخوانید و بدانید که تمامی ترفندهایشان به انتها
رسیده و اینک نوبت بازی کردن با فکر و دین مردم هستند .
اما غافل از این که
این مردم دیگر روشن شده اند و به این حرفها بهائی نمیدهند و
فقط مزدوران و صاحبان منافع در این رژیم به دنبال اینان هستند.
1 . خامنه ای خود را
ولایت فقیه و جانشین نماینده خدا در زمین معرفی می کند و ....
2 . دیگری ( جنتی
انسان دوره دایناسورها) مدعی شد که امامزمان نمایندگان مجلس را
معرفی نموده و ...
3 . مشکینی مدعی شد که
امامزمان راه یافتگان مجلس هفتم را تائید نمود و بایشان تبریک
گفته است و ...
4 . اینک هم یک راه
یافته مدعی شده که عدد هفت از اعداد خدا است و این مجلس هم
مجلس هفتم و ...
5 . سپس مصباح یزدی
مدعی میشود، بوی الهام شده که احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب
امامزمان است !!!؟
6 . رئیس جمهور منصوب
ولایت هم مدعی شده امامزمان در حال ظهور است و زمانیکه شهردار
بود کتاب جاده و مسیر ظهور امامزمان را چاپ کرد و اینک هم
میلیارد ها تومان هزینه برای جمکران نموده و ..
7 . رئیس جمهورمنصوب
ولایت فقیه هم مدعی شده که هاله وی را در موقع سخنرانی گرفته و
باعث شده که 27 دقیقه سران کشورهای دیگر حتی پلک هم نزنند و
...
8 . باز هم رئیس جمهور
منصوب ولایت نامه به بوش می نویسد و وی را راهنمائی می کند در
حالی که دردهای مردم خودمان را فراموش کرده و ...
9 . یا اینکه جنتی
همان انسان دوره دایناسورها نوشته های رئیس جمهور منصوب ولایت
را به بوش از طرف خدا دانسته و مدعی الهام خدائی شده است و...
10 . و ...
واقعاً که ولایت فقیه
بعلت نافهمی خودش افراد و مزدورانش را هم از میان نا فهمان
انتخاب نموده است و بدا به حال ما ملت در بند .
رضا رضائی
مقدمه
« صلح عبارت است از محو
خشونت، دست یازیدن به فعالیت های صلح آمیز غیر مسلحانه و
سازماندهی مسالمت آمیز اعمال بشری.» " امانوئل کانت"هدف از
این مقاله از یکطرف گشودن بحث و تبادل نظر در مورد یکی از
مشکلات اساسی ومهم کشورمان است واز طرف دیگر شفافیت بخشیدن به
نقطه نظرهائی است که در این باره از طرف سازمان ها وشخصیت ها
عنوان می شود.در این زمینه می توان بخصوص از سازمان ها ، گروه
ها و اشخاصی نام برد که در مورد مشکلات و مسائل «اقوام» یا
«ملیت های»(1) ساکن ایران اظهار نظر کرده اند. و این اظهار
نظر ها نه تنها راه گشای مشکلی نشده بلکه تحریک کننده عده ای
علیه عده ای دیگر نیز بوده است.
به نظر من جنبش سیاسی
کشورمان باید خود را از الگوبرداری های سیاسی و ایدئولوژیک
تاریخ سیاسی گذشته رها کند، تا بتواند تحلیل و برنامه های خود
رااز شرایط مشخص جامعه ایران آغاز کند و باپذیرش چند گونه گی
نظرها و حقایق، در پیچ و خم های حرکت سیاسی راه های جدیدی را
در پیش جامعه بگشاید و فضای دیگری بر جنبش سیاسی کشور حاکم
گرداند.بحث راجع به وضعیت اقتصادی، سیاسی واجتماعی «اقوام» یا
«ملیت ها ی ساکن ایران»و یا هر نام دیگری که تحقیر کننده یا
تحریک کننده ایرانیان "فارس زبان یا غیر" فارس زبان" نباشد،
امروز گذشته از تمامی تاریخی که مدعیان نظرات مختلف دراین
رابطه اظهار می کنند، حائز اهمیت است. اهمیت این موضوع در
شرایط فعلی با پذیرش این اصل مسلم است که ایران امروز بدون در
نظر گرفتن پیشینه تاریخی اش که از طرف صاحب نظران به گونه های
مختلف بیان می شود، از مردمی تشکیل شده که دارای زبان ها و
گویش های مختلف محلی اند. با مدرنیزه شدن دنیای جدید و ایجاد
ارتباطات میان روستاها و شهر ها هر یک از این مناطق برای گذران
زندگی معیشتی خود مجبور به یادگیری زبان دیگری غیر از زبان
مادری خویش شده اند. در واقع این بخش از مردم حداقل دارای دو
زبانند که یکی زبان مادری بوده و زبان دوم را در دوره های
مختلف تا ریخ یا به اجبار دولت های حاکم در ایران یا با در
نظر گرفتن نیاز های شحصی حود به اختیار برگزیده اند. این زبان
دوم در کشور ما زبان فارسی بوده است ـ زبان رایج و اصلی در
ایران و زبان دوم غیر فارس زبانان ـ.این آن حقیقت غیر انکاری
است که از وافعیت امروزی جامعه ما نتیجه می شود.اینکه چرا زبان
فارسی زبان رایج و اصلی در ایران شده، تاریخی دارد که مسلماً
می تواند از طرف محققین مورد بررسی قرار گیرد.تاریخ کشور ما تا
قبل از رضاخان پهلوی که به اصطلاح آغاز دولت های مدرن در ایران
بوده سرکوب سیستماتیک و گسترده ای در مورد ایرانیان
«غیر فارس زبان» ثبت نکرده است، ولی در مورد ظلم پادشاهان به
مردم کشورشان زیاد خوانده وشنیده ایم.
اصولاً این مشکل از
زمانی اغاز می شود که نهاد های جدید دولتی شکل می گیرند وسیستم
های جدید آموزشی، قضائی و اداری برقرار می شوند و روابط شهری
به سبک غربی در ایران نوید «عصر جدیدی» است .واین همه از
کودتای انگلیسی ـ ایرانی رضاخان امیر پنجه مازندرانی آغاز می
شود.
ورود به این بحث که رضا
شاه و محمد رضا شاه در جهت آسیمیلا سیون (َ
(Assimilation
ستم ها کردند وخون ها ریختند تأثیری در شرایط کنونی ما ندارد،
تلاش و برنامه های ما در شرایط کنونی باید با تکیه بر این
موضوع باشد که برسمیت شناسیم زبان ها، فرهنگ ها ورسو م دیگر
را، ودر عمل به آن وفادار باشیم. این وفاداری در عمل باید نمود
خود را در طر ح ها و برنامه های ما نشان دهد.
سیاست هائی که در جهت
آسیمیلاسیون در ایران انجام گرفته ناشی از تفکرات پان ایرانیسم
و ضد حقوق بشر و آزادی های انسانی بوده است. همرنگ کردن و یکی
کردن ربان و فرهنگ های موجود در ایران در یک زبان و فرهنگ، وبه
رسمیت نشناختن زبان ها و فرهنگ های دیگر نه تنها حرکتی در جهت
اتحاد ایران نبوده بلکه شعله های آتشی را برافروخته که امروز
با همان ماهیت رضاخانی ولی از زبان بخشی از ایرانیان غیر فارس
زبان بیان می شود.
در وافع افراط گریهای
دوران پهلوی ها باعث بروز افراط گری هائی از طرف مقابل در
دوران کنونی شده است.پذیرفتن این واقعیت و رعایت حق و حقوق
شهروندی برای ملت با توجه به تنوع زبانی و فرهنگی در ایران،
گام اساسی است برای رفع ستمی که همه ایرانیان تا کنون با آن
دست به گریبان بوده اند.
ادامه دارد
مدیر
مسئول