ما در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری که با نام و به
بهانه اسلام جان مسلمان و غير مسلمان را براحتی با فتوای انسانی
ناآگاه و متحجر می گيرند، رشد نمودیم .
اين کشور که:
با پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر صغير بودن ۷۰ مليون
مردم ايران می باشد و فقط حافظ منافع عده ای ناکس شده است .
اين کشور که:
به گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در زمین ) که : مردم
ایران دو گروه خودی و غير خودی هستند و همه چيز را برای خودی ها
درست و برای غير خودی ها نا درست است .
اين کشور که:
حق آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و در پاسخ کمترين
اعتراض مردم توسط مزدورانش سرکوب و اعدام می گردد.
این کشور که :
نمایندگانشان منصوب رهبر و شورای نگهبان بوده و در خواب هستند

وای به حال این مردم
این کشورکه: ....
ما گفتنی زياد داریم ولی اينک توان باز گوئی تمام آنها نيست ولی
اين سر آغازی برای رساندن نجوای مان که اينک به صورت فريادی شده
است می باشد.با اميد همکاری شما انسان های آزاده و آزاديخواه .
ماهنامه فریاد ما
کنوانسيون حذف
کليه اشکال تبعيض عليه زنان
مصوبه 18 دسامبر 1979(27آذر 1358)- قطعنامه
شماره 180/34 مجمع عمومی سازمان ملل متحد
قدرت اجرايي بنابر ماده 27(1) سوم سپتامبر 1981(12 شهريور1360)
تنظیم:
امیر
خزائی بخش سوم
ماده نهم
1- دولتهاي عضو به
زنان حقوق مساوي با مردان در زمينه کسب، تغيير و يا حفظ تابعيت
اعطاء خواهند کرد. دولتها بويژه تضمين و اطمينان خواهند داد که
ازدواج (زن با مرد خارجي) تغيير تابعيت شوهر در طي دوران ازدواج،
خودبخود موجب تغيير تابعيت، عدم تابعيت يا تحميل تابعيت شوهر به زن
نخواهد شد.
2- دولتهاي عضو به
زنان و مردان در مورد تابعيت فرزندانشان حقوق مساوي اعطا خواهند
نمود.
قسمت سوم
ماده دهم
دولتهاي عضو کليه
اقدامات مقتضي و لازم را براي حذف هرگونه تبعيض عليه زنان در جهت
تضمين حقوق برابر آنان با مردان در زمينه آموزش بويژه در موارد زير
بعمل خواهند آورد:الف- شرايط مساوي براي رهنمودهاي شغلي و حرفه اي
جهت راهيابي به تحصيل و دستيابي مدارک از موسسات آموزشي در تمام
سطوح مختلف در مناطق شهري و روستايي. اين برابري مي بايست در دوره
هاي پيش دبستاني، عمومي، فني، حرفه اي و آموزش عالي فني و نيز در
تمام انواع دوره هاي کارآموزي حرفه اي تضمين گردد.
ب- (امکان) راهيابي
به دوره هاي تحصيلي، امتحانات، کادر آموزش با کيفيتهاي و معيارهاي
يکسان و تجهيزات آموزشي با کيفيت هاي مساوي با (مردان) تضمين گردد.
ج- حذف هر نوع مفهوم
کليشه اي از نقش زنان و مردان در تمام سطوح و تمام اشکال مختلف
آموزشي بوسيله تشويق آموزش مختلط (پسران و دختران) و ديگر انواع
آموزش که دستيابي به اين اهداف را کمک خواهد نمود، بويژه در تجديد
نظر متون کتابهاي درسي و برنامه هاي مدارس و تعديل روشهاي آموزشي.
د- ( ايجاد) فرصتهاي
يکسان جهت استفاده و بهره مند شدن از بورسها و ديگر مزاياي تحصيلي.
ه - ( ايجاد) فرصتهاي
يکسان براي راهيابي به برنامه هاي آموزشي مداوم (دراز مدت) که شامل
برنامه هاي مواد آموزشي عملي بزگسالان بويژه برنامه هائي که هدف
آنها کاهش هر چه سريعتر فاصله آموزشي است که بين زنان و مردان وجود
دارد.
و- کاهش (درصد) تعداد
دانش آموز دختر که ترک تحصيل ميکنند و سازماندهي و برنامه ريزي
براي دختران و زناني که قبلا ترک تحصيل کرده اند.
ز- ( ايجاد) فرصتهاي
يکسان جهت شرکت فعال (زنان) در ورزش و تربيت بدني.
ح- ( امکان) راهيابي
به آموزشهاي ويژه تربيتي (براي زنان) کمک و تضمين سلامت و تندرستي
خانواده ها که شامل اطلاعات و مشورت هاي مربوط به تنظيم خانواده
است.
ماده يازدهم
1- دولتهاي عضو
اقدامات لازم و مقتضي را در جهت حذف تبعيض عليه زنان در زمينه
اشتغال بعمل خواهند آورد و اطمينان مي دهند که بر پايه برابري
مردان و زنان و حقوق يکسان ( آنها) بويژه در موارد زير عمل نمايند:
الف- حق کار بمثابه
حق جدا ناپذيري تمام افراد بشر
ب- حق (برخورداري از)
فرصت ها و امکانات شغلي يکسان که شامل درخواست ضوابط (معيار) يکسان
در مورد انتخاب شغل است.
ج- حق انتخاب آزادانه
حرفه و شغل، حق ارتقاء (مقام)، امنيت شغلي و تمام مزايا و شرايط
خدمتي و حق استفاده از (دوره هاي) آموزشي حرفه اي و بازآموزي که
شامل کارآموزي ها، دوره هاي آموزشي پيشرفته حرفه اي و آموزشي مجدد
ميباشد.
د- حق (دريافت) پاداش
يکسان (دستمزد مساوي) از جمله مزايا و (برخورداري از) رفتار برابر
نسبت به ارزيابی کيفيت کار و کارهائي که ارزش يکسان دارند.
ه - حق (برخورداري
از) امنيت اجتماعي، بويژه در موارد بازنشستگي، بيکاري، بيماري،
ناتواني، دوران پيري و ديگر موارد از کارافتادگي و همچنين حق
(برخورداري از) مرخصي استحقاقي.
و- حق (برخورداري از)
حفاظت ها و مراقبتهاي بهداشتي و امنيت در شرايط کاري از جمله حمايت
و تامين دوران بارداري (زايمان)
2- دولتهاي عضو
اقدامات مقتضي و لازم زير را به منظور جلوگيري از تبعيض عليه زنان
به دليل ازدواج يا مادري (بارداري) و تضمين حق موثر آنان جهت کار،
بعمل خواهند آورد:
الف: ممنوعيت (اخراج)
تحت وضعيت تخلف کاري که مجازات قانوني در پي دارد، (ممنوعيت) اخراج
بخاطر حاملگي يا مرخصي زايمان و تبعيض در اخراج بر مبناي وضعيت
زناشوئي.
ب: دادن مرخصي دوران
زايمان با پرداخت (حقوق) يا مزاياي اجتماعي مشابه بدون از دست دادن
شغل قبلي، رتبه يا مزاياي اجتماعي.
ج: تشويق جهت ارائه
خدمات اجتماعي و حمايت هاي لازم بنحوي که والدين را قادر سازد تا
تعهدات خانوادگي را با مسئوليتهاي شغلي و مشارکت در زندگي اجتماعي
هماهنگ نمايند، بويژه از طريق تشويق به تاسيس و توسعه يک شبکه
تسهيلاتي مراقبت از کودکان.
د: ارائه حمايتهاي
ويژه از زنان در دوران بارداري در انواع مشاغلي که اثبات شده است
براي آنها زيان آور است. ادامه دارد
نگین پور دلیر
حکم
سنگسار برای یک زن کرد نقده ای
گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان : نقده ؛ یک زن کرد
نقده ای به نام" ملک قربانی" به اتهام زنای محصنه به سنگسار ( رجم)
محکوم شد.
یک زن
کرد اهل شهر نقده به نام" ملک قربانی" که به اتهام زنای محصنه
دستگیر و در ارومیه زندانی شده است، براساس حکم صادره توسط دادگاه
اسلامی ارومیه که اخیرا" به وی ابلاغ شده به حد رجم ( سنگسار)
محکوم شد. از سویی همسر و برادر این زن به نامهای" محمد دانشفر" و
"ابوبکر قربانی" که مرد مظنون به زنا یا "زانی" را به قتل رسانده
اند، هریک به 6 سال زندان محکوم شدند.
نگذارید "ملک قربانی" سنگسار شود
اخیرا"
یک دادگاه اسلامی در شهر ارومیه یک زن کرد اهل شهر نقده به نام"
ملک قربانی"را به اتهام زنای محصنه به حد رجم (سنگسار) محکوم کرده
است. این زن هم اکنون در ارومیه زندانی است و حکم صادره توسط
دادگاه اسلامی ارومیه، در زندان به نامبرده ابلاغ شده است.
سازمان دفاع
از حقوق بشر کردستان ضمن ابراز نگرانی شدید از احتمال اجرای حکم
قتل (سنگسار) "ملک قربانی"، از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران
می خواهد حکم صادر شده توسط دادگاه اسلامی ارومیه را مورد
تجدیدنظر قرار دهد.
این
سازمان همچنین از وجدانهای بیدار و نهادها و سازمانهای جهانی
مدافع حقوق بشر درخواست می نماید از هر طریق ممکن مانع از اجرای
حکم سنگسار ملک قربانی شوند.
احمدی نژاد و
وعده هایشًً!!
يكي از معاونين
احمدي نژاد 7 تن از اقوام و خويشان خود را به سمت هاي مهم مجموعه
تحت امرش منصوب کرد.اخيرا يكي از معاونين نزديك به احمدي نژاد 7 تن
از اقوام و خويشان خود را به سمت هاي مهم مجموعه تحت امرش منصوب
كرده است. سمت هايي از قبيل مسوول اداري و مالي، معاون پشتيباني،
مسئول حراست، مسئول خريد و نگهداري از جمله سمت هايي هستند كه از
سوي اقوام اين مدير تصاحب شده اند.انتصاب
اعضاي فاميلي افراد نزديک به محمود احمدي نژاد، از هنگام نشستن
برکرسي رياست جمهوري يکي ازحاشيه اي ترين کابينه هاي بعد از انقلاب
را براي او به ارمغان آورده است.
اوآيل آبان ماه
سال گذشته جمعي از فعالين ستادهاي انتخاباتي احمدي نژاد با ارسال
نامه اي به وي، از وضعيت انتصاب افراد نزديک به وي در سمت هاي
مختلف گلايه کردند. در متن اين نامه آمده بود:
"مردم ايران
بسيار باهوش و فوق العاده صبورند، و با هيچ كس عقد اخوت نبسته اند
و به موقع جواب خود را مي دهند و لذا نبايد سكوت مردم را به معناي
حمايت گرفت. اين تذكر جدي است!" در ادامه اين نامه ليستي از سمت
هاي مختلٿي که درآنها از افراد بسيار نزديک به تنها دو تن از
مديران رياست جمهوري [زريبافان دبير هيات دولت و هاشمي ثمره مشاور
ارشد رييس جمهور و خواهرزاده باهنر] استفاده شده، آمده بود: مددي
سرپرست رفاه [باجناق آقاي زريبافان]، سيدمحسن نبوي: عضو هيات مديره
شركت سرمايه گذاري خارجي [داماد زريبافان]، عليرضا مددي: مديركل
وزارتي وزارت تعاون [برادرزاده باجناق زريبافان، ناظمي اردكاني:
وزير تعاون [شوهر عمه داماد زريبافان]، دانش جعفري: وزير اقتصاد
[پسر عمه پدر داماد زريبافان]، مهندس مهدي هاشمي ثمره: مديركل
وزارتي وزير نيرو [برادر هاشمي ثمره]، خانم قند فروش : مشاور
خانواده وزير كشور [همسر برادر هاشمي ثمره]، عبدالحميد هاشمي ثمره:
معاون وزير صنايع [برادر هاشمي ثمره]، آقاي موسي پور: معاون
پارلماني وزير كشور [شوهر دختر خاله زريبافان]،
...
به فاصله اندکي از
اعلام آن خبر، سايت محافظه کار عارف نيوز نيز نوشت که فرزند 29
ساله مرتضي نبوي مدير مسئول روزنامه محافظه کار رسالت، به برکت
دامادي زريبافان، عضو يک شرکت سرمايه گذاري خارجي شده است
انحلال انجمن
های اسلامی دانشجویان
هیات نظارت بر
تشکلهای اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در اطلاعیه شماره
۴
خود اعلام کرد که از نیمه خرداد ماه سال جاری انجمن اسلامی
دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر افاقد وجاهت قانونی بوده و هیچ
فرد و یا جمعی قانونا نمیتواند به نام انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر فعالیت کند.
به گزارش ایسنا،
در این اطلاعیه دلیل انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه پلی
تکنیک، عدم پایبندی به ضوابط و مقررات مصوب و ابلاغ شده از سوی
مراجع قانونی از جمله آییننامه تشکلهای اسلامی دانشگاهیان و
همچنین عدم توجه به محورها، جهتگیریها و رویکردهای مصرح در
آییننامه تشکلها ذکر شده است.
هیات نظارت با
استناد به ماده
۵ دستورالعمل آئین نامه اجرائی تشکل های اسلامی و نیز بندهای متعدد
ماده
۷
به ویژه بند
۵
آن، انتخابات اخیر این انجمن را باطل اعلام کرده و تاکید کرده است
از نیمه خرداد ماه سال جاری تشکل مزبور فاقد وجاهت قانونی بوده و
هیچ فرد و یا جمعی قانونا نمیتواند به نام انجمن اسلامی دانشگاه
صنعتی امیرکبیر فعالیت نماید. انتخابات انجمن این دانشگاه که بعد
از چند روز تحصن و اعتصاب دانشجویان علیه کارشکنی های مقامات
دانشگاه صورت گرفت، با استقبال بی سابقه ی دانشجویآن مواجه شد و به
گفته ی مسئولین برگزاری انتخابات، بیش از دو هزار و هفتصد نفر در
آن شرکت کردند و شورای مرکزی جدید انجمن را برگزیدند.
انحلال
انجمن های اسلامی دانشجویان، از مهم ترین محورهای سیاست دولت احمدی
نژاد در ارتباط با گسترش فضای سرکوب و خفقان به شمار می رود. پیش
از این چندین انجمن اسلامی دانشجویی در نقاط مختلف کشور به حالت
تعلیق درآمدند و در بسیاری از دانشگاه ها با کارشکنی و یا جلوگیری
از برگزاری انتخابات انجمن ها، مشکلات متعددی را در جهت ادامه ی
فعالیت آن ها به وجود آوردند.
با این حال، انجمن
اسلامی دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک تهران، مهم ترین انجمنی است که
فعالیت آن غیرقانونی اعلام شده و نشان دهنده ی عزم دولت برای سرکوب
دانشجویان مستقل و منتقد و سپردان مجدد دانشگاه ها به دست عوامل
خود می باشد. انجمن های دانشجویی در سال های اخیر، با فاصله گرفتن
از حکومت، سیاستی انتقادی را در برابر آن به کار بستند.
انجمن اسلامی
دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک، از جمله انجمن های موثر در اتخاذ این
رویکرد جدید به شمار می رود. اعلام انحلال انجمن اسلامی دانشگاه
پلی تکنیک، در فصل تابستان و در زمانی صورت گرفته است، که با
کمترین مقاومت دانشجویان مواجه شود.
باز هم یاوه
سرائی سران رژیم
محمد هادی پوردلیر
سخنان امروز مقامات
جمهوری اسلامی :
شاهرودی :مردم جهان
عاشق مسوولان نظام ما هستند
شاهرودي، رئيس قوه
قضائيه :
مردم جهان عاشق
مسوولان نظام ما هستند و نگاه حاكمان و مسوولان آن كشورها هم به ما
تغيير پيدا كرده است. آنها مطرح ميكنند مواضع ما را قبول دارند.
امروز كشور ما در دنيا جايگاه خوبي دارد و مقاومت در مقابل
ابرقدرتها و پافشاري بر اصول و ارزشها دوست و دشمن را متعجب كرده
است
احمدی نژاد : ما بايد
مدعي حقوق بشر باشيم
محمود
احمدينژاد طي سخناني در گردهمايي سراسري مسوولان قضايي : در حال
حاضر در صحنهي جهاني، آدمكشترين و فاسدترين آدمها مدعي حقوق
بشر هستند؛ در صورتي كه ما بايد مدعي حقوق بشر باشيم.
ما بايد مدعي خون
شهداي 7 تير باشيم. ولي متاسفانه در حال حاضر كساني كه دستشان به
خون آغشته شده است مدعي حقوق بشر هستند.
وزير ارشاد: سوم تير
(انتصاب احمدی نژاد بعنوان رئيس جمهور) بزرگترين اتفاق بعد از
انقلاب بود كه به دست مردم كوچه و بازار رقم خورد
ايسنا : صفار هرندی ،
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه انتخابات سوم تير از
عاقلانهترين انتخابها در 27 سال بعد از انقلاب بود، افزود:
سوم تير بزرگترين
اتفاق بعد از انقلاب بود كه به دست مردم كوچه و بازار رقم زده شد.
طرحی نو ،
باز هم سرکوب زنان شروع شده
بخش دوم
شهاب
سبحانی
ابوالحسن بنیصدر، اولین رییس جمهور حکومت اسلامی پس از انقلاب، در
توجیه حجاب اسلامی زنان گفته بود، از موی زنان مغناطيسی برمیخیزد
که مردان را تحريک میکند.
بدین
ترتیب دخالت حکومتهای عقبمانده و پوسیده ملی و مذهبی بورژوازی
ایران، تاريخچه طولانی دخالت در پوشش، یعنی در این حقوق ابتدایی
زنان دارد.
فاطمه
آليا، از نمايندگان مجلس شواری اسلامی، مدتهاست در رابطه طرح مد و
لباس اسلامی تحقیق میکند.
از
زمانی که احمدینژاد، وارد کاخ ریاست جمهوری اسلامی شد، خفقان نسبت
به گذشته تشدید شد، حمله به تجمعات اعتراضی کارگران، به ویژه
دستگیری بیش از 1200 نفر از رانندگان اتوبوسرانی تهران و حومه در
طول کمتر از سه روز، نه تنها در ایران، بلکه دستکم در دهههای
اخیر در جهان سابقه نداشت؛ تهدید و شکنجه و اعدام و سرکوب زنان نیز
بخشی از هجوم همه جانبه ارگانهای سرکوبگر رژیم به جنبشهای
اجتماعی است. البته فضای تبلیغات بر سر فعالیتهای اتمی جمهوری
اسلامی در ایران و در سطح بینالمللی این فرصت را برای جمهوری
اسلامی فراهم کرده است که شمشیر «عدل علی» را از رو ببندند و برای
زدن گردن معترضین همواره در حال و جهاد و جنگ باشند. برای مثال، 27
فروردین ماه، محمد حسین استکی، نماينده اصفهان در مجلس شورای
اسلامی، گفت: در جامعه ايران به حد كافی در مورد دلايل حجاب و حدود
آن صحبت شده است لذا دولت بايد از اين پس با متخلفان برخورد حقوقی
كرده و تكليفشان را روشن كند. محمدحسين استكی، در گفتوگو با
خبرنگار ايلنا، افزود: متاسفانه بدحجابی در جامعه ايران هر روز در
حال گسترش است و برخورد جدی و منطقی نيز در اين زمينه وجود ندارد.
وی
ادامه داد: حدود حجاب در قانون برای مردان و زنان ايرانی كاملا
مشخص شده است ولی اين كه چرا با متخلفان در اين زمينه برخورد
نمیشود، قاعدتا به مشكلات اجرايی اين قانون توسط متوليان اين بحث
بر میگردد. استكی اضافه كرد:
در همين
راستا برخی از اين مسئله سوءاستفاده و متاسفانه هر روز مسئله
بدحجابی را در جامعه ايران حادتر میكنند، لذا تقاضا داريم توسط
رياست جمهوری و وزارت كشور عاملان اجرايی بحث كنترل حجاب برمبناي
قوانين و حدود مشخص شده برای حجاب اين اصول را در جامعه پياده سازی
كنند و اجازه ندهند كه برخی از اين موضوع سوءاستفاده كنند...
هنگامی
که تبلیغات رژیم علیه «بد حجابی»، مطرح میشود علاوه بر بگیر و
ببندهای رسمی توسط پلیس و تهدیدهای حزبالله در خیابانها و انظار
عمومی، باندهایی نیز زنان را شکار میکنند و به قتل میرسانند تا
سناریو سیاه رعب و وحشت رژیم علیه زنان و از این طریق علیه کل
جامعه تکمیل شود. در مورد سعید حنایی، قاتل زنان مشهدی نیز هیچ وقت
مشخص نشد که او به تنهایی چطور قادر به قتل زنان و حمل اجساد به
نقاط دیگر میشد؟
یا
قتلهای «محفلی» کرمان که چند عضو نیروی بسیج دختران و پسران جوان
را دستگیر میکردند و در بیابانها به قتل میرساندند.
رسانهها،
همزمان با موج تازه هجوم ازگانهای رژیم به زنان، تحت لوای برخورد
با «بد حجابی»، اخبار کشف جنازه شش زن در مناطق جنوبی تهران را
منتشر کردند. روزنامه ايران، به نقل از پليس تهران، نوشت که فرضيه
سريالی بودن اين قتلها در دستور کار مامورین قرار گرفته است.
جنازه پنج تن از اين قربانيان که يکی از آنها يک دختر ده ساله
است، در منطقه کهريزک و جنازه نفر ششم در حوالی ورامين پيدا شده
است.
- جنازه
زنی در صبحگاه روز
۲۰
اسفند سال ۸۴
، توسط چند رهگذر در حاشيه بزرگراه آزادگان جاده كوچ حصار مشاهده و
به پليس گزارش شد. بر اساس بررسىهاى پليس، اين زن جوان با اصابت
ضربات متعدد جسم سختی به سرش از پاى درآمده بود. به دستور بازپرس
شعبه هفتم دادسراى شهر رى، جسد قربانى به پزشكى قانونى انتقال داده
شد، در بازرسى از لباسهاى اين زن هيچ مدركى براى شناسايى او به
دست نيامد.
- دومين
جسد شب يكشنبه
۲۰ فروردين
ماه سال جارى، در رودخانهاى واقع در جاده ورامين کشف شد. اين جسد
که متعلق به دختر
۲۰
سالهاى بود، در حالی پيدا شد که عاملان قتل پيش از رها كردن جسد
مدارك هويتى او را با خود برده بودند. بدين ترتيب به دستور بازپرس
پرونده اين جسد نيز براى بررسى چگونگى و زمان قتل به پزشكى قانونى
انتقال داده شد.
- ساعت
14 و سی دقيقه 22 فروردين ماه جنازه سومين قربانی که متعلق به زنی
28 ساله بود، در حاشيه بزرگراه آزادگان، و درحالی پيدا شد که در
داخل يك كيسه پلاستيكى قرار گرفته، و در داخل جوى آب حاشيه بزرگراه
آزادگان رها شده بود. پليس ابتدا اعلام کرد که اين زن ناشناس بر
اثر اصابت شیئى برنده به ناحيه شكمش به قتل رسيده است.
- جسد
چهارمين زن جوان، ساعت 15 و بيست دقيقه روز 28 فروردين ماه در
منطقه چرمشهر در جنوب شرقی تهران کشف شد. براساس تحقيقات انجام
گرفته از سوی پليس، عاملان جنايت پس از قتل اين زن
۲۸
ساله، نيمى از جسد او را داخل گونى قرار داده بودند ولى به دليل
عجله و شتابى كه در هنگام رها كردن جسد داشتند بقيه قسمتهاى بدن
جسد خارج از گونى قرار داشت.
پنجمين
جنازه که متعلق به زن سی سالهای بود بار ديگر در منطقه استحفاظی
کلانتری 170 کهريزک و درحالی پيدا شد که گفته میشود در قسمتهايی
از بدن اين زن جوان نيز آثاری از درگيری مشاهده شده است. در بازرسى
از لباسهای اين زن نيز همانند ساير قربانيان هيچ مدرك شناسايى به
دست نيامده است.

ششمين قربانی، دختر
ده سالهای است که جنازهاش توسط مردم، از کانال آب کهريزک کشف و
باطلاع کلانتری 170 کهريزک رسيد.
پلیس و
قضات مسئول پیگیری پرونده قتلها، اگر چه در نخستين روزها، اين
قتلها را مرتبط به هم ندانسته بودند، اما در سه روز گذشته و پس از
کشف جسد سه قربانی تازه، فرضيه سريالی بودن آنها را مطرح
کردهاند. به ويژه آن که اغلب قتلها در يک منطقه رخ داده و تاکنون
خانواده هيچيک از زنان مقتول شناسايی نشدهاند. روزنامه ايران، به
نقل از مسئولان پرونده نوشتند که علت اصلی مرگ اين شش زن «فشرده
شدن نخ يا طناب بر گلوی آنها» بوده است.
از سوی
دیگر در روزهای اخير مسئولان پليس جنايی تهران، اعلام کردهاند که
در تحقيقات خود به بنبست برخوردهاند.
آنها
اعلام کردهاند که هنوز نتوانستهاند محل وقوع قتلها و زمان آن را
مشخص کنند، و علت آن را شناسايی نشدن مقتولان در هر شش مورد
دانستهاند. پليس گفته که چون در هر شش مورد هيچ مدرک شناسايی در
لباس مقتولان نيافته به اين نتيجه رسيده که عاملان اين جنايتها
پيش از رها کردن جنازه قربانيان، هرگونه مدرکی را که میتوانسته به
شناسايی مقتولان منجر شود، از بين بردهاند.
مسئولان
رسيدگی به اين جنایات به روزنامه ايران، گفتهاند که «به دست آمدن
فصلهاى مشترك بسيارى درباره اين قتلها باعث شده تا اقدامات ويژه
پليسى در اين زمينه در دستور كار قرار بگيرد.» با اين همه آنها در
تحقيقات خود به اين نتيجه رسيدهاند که عاملان جنايت احتمالا
قربانيان را به محل خاصی کشيده و پس از کشتن آنان جنازهها را در
حاشيه بزرگراههای جنوب تهران رها کردهاند. ادامه دارد