فریاد ما  Fariade Ma

             این نشریه کاملا مستقل و دور از سازمان و حزب و ... بوده و فقط برای رساندن فریاد دادخواهانه مردم ایران راه اندازی شده است .                                                                     جمهوری اسلامی با پذیرش ولایت فقیه و صغیر دانستن 70 ملیون ایرانی عملاً ناقض اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد

بایگانی شماره  ( 18 )

شماره 18 ، سال دوم ، اسفند ماه März   2006 Nr. 18   1384   5/0 یورو

در این شماره می خوانید :

1 .  گوشه ای از فریاد ما

2 .  بيانيه حقوق افراد متعلق به اقليتهای ملي نژادی مذهبی و زبانی

3 . تاثیرات جهانی شدن بر اشتغال زنان

4 . گسترش خشم مسلمانان عليه رسانه های اروپا

 5 . حجت زمانی اعدام شد.

 6 . تحصن دراويش گنابادي در قم و تهديدهاي گروه فشار

 

مدیر مسئول

امیر خزائی

سر دبیر

شهاب سبحانی

هیئت تحریریه

 مهرداد فردی

نگین پوردلیر

محمدهادی پوردلیر

طرح روی جلد : 

نگین پوردلیر

آدرس :

Shahab Sobhani

Fritzhusemann Str. 20A

59192 Bergkamen

Tel.: +49 177 400 66 17

        +177 384 26 24

s_sha_30@yahoo.de

www.azadegy.de/Fariade%20Ma/index.htm

یادآوری

این نشریه زیر نظر مدیر مسئول برای رساندن فریادمان به دیگران و دفاع از حقوق انسان ها در ایران و افشاگری جنایات و خیانتهای رژیم اسلامی منتشر میشود.

نشر آثار، سخنرانی ها و اطلاعیه ها به معنی تائید و پذیرش آنها نمیباشد .

با اعتقاد به گسترش افکار، استفاده و انتشار آثار چاپ شده در این نشریه کاملاً آزاد است

به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن

احترام به زنان!؟ در دوران طلائی !؟ ولایت فقیه ( مدعی جانشینی خدا در زمین )

گوشه ای از فریاد ما

 

ما در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری که با نام و به بهانه اسلام جان مسلمان و غير مسلمان را براحتی با فتوای انسانی ناآگاه و متحجر می گيرند، رشد نمودیم .

اين کشور که:

با پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر صغير بودن ۷۰ مليون مردم ايران می باشد و فقط حافظ منافع عده ای ناکس شده است .

اين کشور که:

به گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در زمین ) که : مردم ایران دو گروه خودی و غير خودی هستند و همه چيز را برای خودی ها درست و برای غير خودی ها نا درست است .

اين کشور که:

حق آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و در پاسخ کمترين اعتراض مردم توسط مزدورانش سرکوب و اعدام می گردد.

این کشور که : ............

ما گفتنی زياد داریم ولی اينک توان باز گوئی تمام آنها نيست ولی اين سر آغازی برای رساندن نجوای مان که اينک به صورت فريادی شده است می باشد.

با اميد همکاری شما انسان های آزاده و آزاديخواه .

ماهنامه فریاد ما

بيانيه حقوق افراد متعلق به اقليتهای ملي نژادی مذهبی و زبانی

مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی قطعنامه شماره ۱۳۵/۴۷مورخ ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲

امیر خزائی

مجمع عمومی سازمان ملل متحد؛

- با تاکيد مجدد بر يکی از اهداف بيان شده در چارتر سازمان ملل متحد پيشبرد و حمايت احترام به حقوق انسانی و آزاديهای اساسی همه افراد بشر بدون درنظر گرفتن تفاوت های نژادی جنسی زبانی ويا دينی آنان؛

وبا تاکيد مجدد اعتقاد به حقوق اساسی انسان به کرامت و ارزش ذاتی هرانسان به حقوق برابر زن و مرد و حقوق ملل اعم از ملل کوچک ويا بزرگ؛

- با آرزوی پيشبرد و تحقق اصول مندرج در چارتر(منشور) سازمان ملل متحد و در اعلاميه جهانی حقوق بشر در کنوانسيون جلوگيری و مجازات اقدام برای نابودی نژادي ، کنوانسيون بين المللی ستردن تمام انواع ستم های نژادی کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی وسياسی، کنوانسيون بين المللی حقوق اقتصادي اجتماعی و فرهنگی، اعلاميه امحاء همه نوع عدم تحمل و ستم مبتنی بر اختلاف عقيده و مذهب و کنوانسيون حقوق کودکان و همچنين ديگر راهکارهای مربوطه بين المللی که در سطح جهانی و يا منطقه يی و يا بين هر يک از کشور هاي عضو سازمان ملل متحد تصويب و منعقد گرديده است ؛

- با توجه به مفادماده ۲۷ کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی مبنی بر حقوق افراد متعلق به اقليتهای قومی دينی و زبانی ؛

- با ملاحظه اينکه تامين و حفظ حقوق افراد متعلق به ملتها و اقوام اديان و زبانهای اقليت ها منجر به ثبات سياسی و اجتماعی کشورهائی که درآن بسر ميبرند ميشود ؛

- با توضيح اين حقيقت که تامين و حفظ مستمر حقوق افراد اقليتهای ملی نژادی مذهبی و زبانی يکی از شرايط لازم پيشرفت اجتماعی و بطور عام ودر چهارچوب يک دموکراسی مبتنی بر حکومت قانون باعث تقويت مودت و همکاری ساکنين آن کشورها ميباشد؛

- با توجه به نقش مهمی که سازمان ملل متحد در حفظ اقليتها بعهده دارد ؛

- با يادآوری کاريکه در مجموعه سازمان ملل متحد علل الخصوص در کميسيون حقوق بشر سو (زیر) کميسيون جلوگيری از ستم به اقليتها و حفظ آنان و ضميمه هايالحاقی کنوانسيونهای بين المللی حقوق بشر و ديگر ساز و کارهای مناسب اعلاميه جهانی حقوق بشر برای حفظ و پيشبرد حقوق افراد اقليتهای ملی و نژادي و مذهبی و زبانی بايد انجام گيرد ؛

- با تکيه بر کار های مهمی که بوسيله حکومتها و موسسات غير وابسته به حکومتهابرای حفظ اقليتها و پيشبرد و حفظ حقوق افراد متعلق به اقليتهای ملی و نژادی مذهبی و زبانی بايد انجام پذيرد ؛ با برسميت شناختن احتياج افراد به اطمينان به کارآيی تمهيدات پيشبرد حقوق بشر بين المللی در مورد حقوق افراد اقليتهای ملی و نژادی مذهبی و زبانی ؛ اين بيانيه را در مورد حقوق افراد اقليتهای ملی يا نژادی دينی و زبانی اعلام ميدارد:

ماده ۱

1- ملل عضو موجوديت و هويت اقليتهای ملی و قومي فرهنگی مذهبی و زبانی را در محدوده مرزهای اين اقليتها حفظ و شرايط حمايت از حفظ هويت آنانرا فراهم خواهند نمود.

2- ملل متبوع کليه تمهيدات لازم قانونی و تصميمات ضروری را در جهت نيل به اين هدف اتخاذ خواهند نمود.

ماده ۲

۱- افراد متعلق به اقليتهای ملی و قومي مذهبی و زبانی (که ازاين پس اقليتها خوانده ميشوند) در حوزه شخصی و اجتماعی حق دارند که آزادانه بدون هیچ نوع اعمال تبعيض يا مزاحمت از فرهنگ خود برخوردار شده مذهب خود را علنا ابرازداشته و مراسم آنرا انجام دهند و زبان خود را بکار گيرند.

۲- افراد متعلق به اقليتها حق دارند که بگونه يی موثر در حوزه های فرهنگي مذهبی اقتصادي، اجتماعی فعال بوده و در زندگانی عمومی شرکت جويند .

۳- افراد متعلق به اقليتها حق دارند که بطور موثر در تصميمات ملی شرکت داشته و در سطح محلی در اقليتی که به آن تعلق دارند ويا در محلی که در آن زندگی ميکنند در تصميمات ( تا آنجائيکه با قوانين ملی در تضاد نباشد ) شرکت کنند.          ادامه دارد

تاثیرات جهانی شدن بر اشتغال زنان

شهاب سبحانی

جهانی شدن، از جمله موضوعاتی است که در فضای سیاسی اجتماعی حاضر جدا از آنکه بالاجبار خود را به بحث ملی و بین المللی در سطح جهان تبدیل کرده است، به شکل اجتناب ناپذیری هم بر تمامی روندهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه بشری در حال اثر گذاری است. از جمله جنبه­های مبحث جهانی شدن، تاثیرات آن بر موضوع حاد و استراتژیک اشتغال است که پرداختن اختصاری به موضوع را از نظر من لازم کرده است. بی­گمان اگر به آمارهای منتشره از سوی سازمان بین­المللی کار توجهی نموده باشیم، به روشنی عمق فاجعه­ی بیکاری و بیکارسازیها در سطح جهانی و کاهش فرصتهای شغلی و همچنین عدم امنیت کاری برای شاغلان فعلی قابل روئیت است.

در چنین شرایطی ودر حالی که سایه­ی ناامنی بر فرصتهای شغلی موجود گسترده شده و هرروزه نیز بر صف عظیم و طویل بیکاران افزوده می­شود، جایگاه اشتغال برای زنان از هر لحاظ بیشتر مورد تهدید واقع می­شود. نگاهی کوتاه به چند آمار درباره شرایط جهانی زنان گواهی است بر وضعیت اسفبار زنان در سطح جهان. از 900 میلیون بیسواد جهان نسبت زنان به مردان دو به یک است. هفتاد درصد از یک و سه دهم بیلیون فقیر جهان زن هستند. سالیانه، نیم میلیون زن از عوارض حاملگی میمیرند. علیرغم اینکه زنان 41 درصد جمعیت کارگران کشورهای در حال رشد را تشکیل می­دهند، ولی دستمزدشان 30 تا 40 درصد از مردان با کار مشابه کمتر است. در این وضعیت و با گسترش تعدیل سازیها و کاهش شغلهای رسمی، دروهله اول خرده فرصت های شغلی رسمی به مردان پیشنهاد می­شود و کمترین امکانها برای جامعه زنان باقی می­ماند.نتایج یک تحقیق نشان داده است که در پروسه­ی جهانی شدن سرمایه، برخلاف گذشته که در ابتدای ورود سرمایه­های خارجی، بازار کار برای زنان بعلت دستمزد پائین بر آنان رونق می­گرفت، تغییر شکل یافته است.

در ده سال گذشته سرمایه­گذاری­های خارجی در کشورهای در حال توسعه جهتی نزولی داشته­اند و این روند انعکاسی مشابه بر اشتغال یابی زنان داشته و حتی سبب پس زدن زنان از بازار کار رسمی شده است. این گزارش کوتاه نشانگر ستم دو وجهی علیه فرصتهای شغلی برای زنان است چرا که در ابتدا و در پروسه­ی جهانی شدن سرمایه، سرمایه­داری جهانی بهترین راه استثمار نیروی کار را در زنان جستجو کرده و با اشتغال سازیهای موقت و پوشالی رونقی ظاهری به پروسه­ی اشتغال زنان بخشید و از این راه بهترین بهره­ها را صاحب گردید. در مرحله بعدی که سرمایه گذاری­های خارجی همانند اوائل، به کشورهای در حال توسعه سرازیر نشد و روند دیگری را برای تقویت نقش سرمایه­داری در پروسه­ی جهانی شدن در پیش گرفت، بازهم زنان مورد هجوم آثار زیانبار این سیاست قرار گرفته­اند، زیرا وجود نگرشهای مردانه در انتخاب و شایسته دانستن شغلهای رسمی برای  مردان، جائی برای اشتغال رسمی زنان بر جای نگذاشته و از این روست که شاهدیم که زنان جویای کار به طرف کارهای غیر رسمی کشیده شده­اند. انحراف مسیر اشتغال زنان از مشاغل رسمی به مشاغل غیر رسمی نیز عواقب خاص خود را بر پیشانی جایگاه اشتغال زنان در سطح جهانی گذاشته است. در این گیرودار زنان که برای امرار معاش و رهائی از گیرهای اقتصادی که چون طوقی سیاه همواره بر گردنشان بوده است به سوی کارهای خدماتی و خانگی سوق داده شده­اند که اتهام اصلی آن بازهم به سیاستهای ناعادلانه علیه زنان در سطح جهانی برمی­گردد.امروز که ادعای دولتمردان جهانی در خصوص ارزش ­گذاری برای زنان و جایگاه شغلی و اجتماعی آنان به گوش جهانیان می­رسد، بازهم شاهدیم که نگرشهای مردسالارانه جایگاه شغلی زنان را کماکان مورد هجوم قرار می­دهد و به زنان تلقین می­نماید که کارهای اینچنینی از اهم وظایف و جایگاهی در اشتغالشان است.مسئله تنها به همینجا نیز ختم نمی­شود چرا که تنزل جایگاه شغلی زنان به این مرحله، دارای پیامدهای دیگری از جمله تن دادن به کار بیشتر و طاقت فرساتر با دستمزدهای نازل و غیر واقعی، و مهمتر از همه، عدم وجود امنیت برای این خرده شغلهای غیر رسمی است.

 در چنین وضعی آن دسته از زنان که به پروسه فوق گردن نهاده باشند باید با مشکلات ذکر شده و موانع متعدد دیگری که در هر محل و نقطه­ی کار از خصوصیت خاصی برخوردار است سازش کنند و دسته دیگر که این وضع را برنمی­تابند با شدت هر چه بیشتر به مهاجرت از مناطق کوچکتر به شهرهای بزرگ در سطح کشوری و بین­امللی برای یافتن شغلهایی با درآمد بیشتر وحتی کاذب کشانده می­شوند. این دسته که خود را به امواج ناآرام و متلاطم این راه سپرده­اند علاوه بر مشکلاتی که در هر نقطه از جهان بر کارگران رفته و میرود اسیر مشکلات تصاعدی دیگری نیز می­شوند. اگر این قشر سفر کرده بتواند خود را به نقطه­ای از جهان برای کار برساند در بهترین حالت این مسئله برایشان بطور قطع اجباری ات که نسبت به کارگران بومی ضربه پذیرتر، استثمار شده­تر و آسیب پذیرتر باشند.

 بازهم اگر فرض را بر این بگذاریم که مهاجران توانسته باشند خود را از دامهای گستره شده بر سر راهشان هنگام سفر  که به دلیل روشنی موارد مورد نظر توضیح آنرا لازم نمی­دانم رهانیده باشند مشکلاتی از قبیل آزارهای جنسی در حین کار، قاچاق زنان، مهاجرتهای اجباری، از هم پاشیده شدن خانواده، مشکلات متعدد روحی_روانی و بی سرپرست رها کردن کودکان از جمله صدها مشکلی است که گریبان زن مهاجر را خواهد گرفت. حربه­ی جهانی شدن که جامعه­ی سیاسی جهان، در لوای پیچیدگی، مبهم بودن و گستردگی مبحث آن در حال پیشبردش است و ماشین آن با حرص و ولع تمام در حال بلعیدن جامعه­ی جهانی است، تیزترین پیکان خود را به سوی جامعه­ی زنان و جایگاه شغلی آنان نشانه رفته است. سیاستهای بانک جهانی و صندوقهای بین­المللی پول سیاستهای ضد انسانی و مخرب علیه جامعه­ی بشری خصوصاً جامعه زنان کارگر است. به راه افتادن اعتراضات گسترده علیه این سیاستها که در زر ورق زیبای بهشت زمینی به آدرس کشورهای جهان پست شده است، راه جدی مقابله با آنهاست. پیشبرد سیاست جهانی شدن و شعارهای تا کنونی آنها، برخلاف ادعاهای مکرر نه در خدمت کل جامعه جهانی که در خدمت مشتی منفعت طلب سرمایه­دار است که سکان امور را در دست گرفته­اند. تجربه نشان داده است که طرحهایی از این قبیل که نقش مشارکت مردم در آن یا بسیار کمرنگ است و یا اصلاً موجود نیست، شاید برای مدتی نه چندان طولانی یارای راه پیمودن داشته باشد اما هرگز به مقصد نخواهد رسید و تنها طرحهائی با موفقیت کامل همراه خواهد شد که مشخصاً منفعت کلی جامعه­ی بشری را در برنامه و دورنمای خود حک کرده باشد.

گسترش خشم مسلمانان عليه رسانه های اروپا

محمدهادی پوردلیر

در تازه ترين واکنش به انتشار چاپ مجموعه کاريکاتورهايی از پيامبر اسلام، در مصر، حسنی مبارک، رئيس جمهور اين کشور در مورد اين کاريکاتورها موضع گيری کرده است.

وی که نظراتش توسط يکی از سخنگويان وزارت خارجه مصر در اندونزی انعکاس يافته، تاکيد کرده که آزادی بيان نبايد بهانه ای برای بی احترامی به مذاهب قرار گيرد.

آقای مبارک هشدار داده که در صورت ادامه اين وضع، تندروها از آن سوء استفاده خواهند کرد.حامد کرزای رئيس جمهور افغانستان نيز چاپ اين کاريکاتورها را بشدت محکوم کرده و آنرا "يک توهين آشکار ... به صدها ميليون انسان" خوانده است.در پی چاپ اوليه اين کاريکاتورها در دانمارک، يک رشته تظاهرات در کشورهای عربی به راه افتاده و روابط ديپلماتيک دانمارک با برخی کشورهای مسلمان رو به تيرگی گذاشته است. در همين حال روز پنج شنبه، مردان مسلح، دفتر محلی اتحاديه اروپا در غزه را محاصره کرده اند

.فلسطينی های مسلح خواستار پوزش کشورهای دانمارک، نروژ و فرانسه شده اند. نروژ می گويد دفتر نمايندگی خود را در ساحل غربی تعطيل کرده است.سخنگوی وزارت خارجه نروژ به بی بی سی گفته که اين دفتر تا اطلاع ثانوی تعطيل است اما هنوز تصميمی برای بيرون آوردن کارکنانش از محل گرفته نشده است.در پاکستان، صدها تظاهرکننده شعار "مرگ بر دانمارک" سر داده و پرچم های دانمارک و فرانسه را به آتش کشيده اند.بحران زمانی شدت گرفت که روزنامه "فرانس سوآر" کاريکاتور تازه ای در صفحه اولش منتشر ساخت که در آن خدای بودايی، يهودی، مسلمان و مسيحی روی ابری در پروازند و خدای مسيحيان می گويد: "شکايت نکن محمد، کاريکاتور همه ما را قبلا کشيده اند

".روز پنجشنبه دبير تحريريه اين روزنامه فرانسوی به دليل "رنجاندن مسلمانان" از کار برکنار شده است.ژاک لوفران در حالی از سوی صاحب روزنامه "فرانس سوآر" اخراج شده که روزنامه اش با چاپ دوباره کاريکاتورها در ميانه جدال مسلمانان با روزنامه های اروپايی بر تنش ها افزوده بود.

حجت زمانی اعدام شد

مهرداد فردی

هیچ وقت فکر نمی کردم که روزی به جای در آغوش گرفتن حجت زمانی در میدان آزادی نامه ای بعد از اعدامش بنویسم . هنوز در شوک خبر اعدام حجت هستم . آری باز هم رژیم سفاک و پلید و کثیف آخوندی با یاس ها به داس سخن گفت آری باز هم ستاره ای را به زمین کشیدند . آری حجت نیز جاودانه گشت. چقدر شیرین است جان را فدای آزادی کردن ، درود بی کران بر مجاهد خلق حجت زمانی آری از کلمه مجاهد خلق هراسی ندارم برخی دوستان وقتی نام حجت را می آوردم می گویند مبارز و یا زندانی سیاسی ولی من می گویم مجاهد خلق چون فقط سازمان مجاهدین خلق است که چنین پرورش می دهد . فقط بین مجاهدین و ارتجاع دیواری از خون حاکم است .  حجت زمانی یک تنه رژیم آخوندی را به زانو در آورد . حجت زنده است در قلب هر ایرانی آزاده ، پیام حجت زمانی برای تمامی همبندانش آزاد زیستن بود .

تن خسته ای بر زمین افتاد . و باز هم جهان نفهمید که بر حجت های ما چه گذشت . به راستی دیده بانان حقوق بشر کجایند ؟ آنها که سگان جمهوری اسلامی شده بودند ؟ به راستی آنهایی که دم از اصلاحات می زدند کجایند ؟ براستی آنکه از اوین نامه به برادران مجاهد می داد و دعوت به تغییر مش می داد به چه می اندیشد ؟ امروز زبان ها بند آمده است حال از مبارز نمایان می پرسم ، چه کسی بهای لاس زدن با رژیم آخوندی را داد ؟ باز هم مجاهد خلق ثابت کرد که تنها راه مبارزه با  رژیم آخوندی نه است . همان که حجت بر سر دار گفت . درود بر شرافت آنکه ایستاده مردن را بر ما آموخت ،

در پایان با اشاره کوتاه به زندگی حجت زمانی عمق بی شرمی رژیم آخوندی را به اطلاع شما می رسانیم

مجاهد خلق حجت زماني، سومين برادر و سومين شهيد از خانواده نامدار زماني در ايلام است كه بدست ايادي رژيم آخوندي به شهادت رسيدند. برادر بزرگتر حجت، پهلوان خزعل زماني در سال 1378 در كوهستانهاي ايلام و برادر ديگر او مجاهد خلق فلاح زماني در اسفند 1379 در هفت چشمه ايلام توسط مزدوران به شهادت رسيدند. عبدالله نادري دايي حجت نيز سال 1368 زير شكنجه دژخيمان به شهادت رسيد.

خانواده زماني از خانواده هاي سرشناس هفت چشمه ايلام است كه اعضاي آن همواره تحت بيشترين فشار و اذيت و آزار مزدوران رژيم قرار داشتند. حجت كه در سال 75 در روستاهاي ايلام به آموزگاري اشتغال داشت بدليل هواداري و فعاليت به نفع مجاهدين اخراج و تحت تعقيب قرار گرفت.

وی بیش از چهار سال تحت شدید ترین شکنجه های جسمی و روحی در سحرگاه 18 بهمن دوبار حلق آویز شد . لازم به توضیح است رژیمی که دم از اسلام می زند حجت را در ماه محرم که طبق آئین مسلمانان ریختن خون در آن حرام است به دار آویخت

پیامم به رژیم آخوندی این است که با شهید شدن هر مجاهد ده مجاهد خلق متولد می شود . از امروز برای سرنگونی نظام پلید آخوندی با تمام وجود کار خواهم کرد تا فقدان مبارزین در گلو خفه شده را پر کنم

زنده باد آزادی ، درود بر شهدای راه آزادی ، سلام بر حجت زمانی

تحصن دراويش گنابادي در قم و تهديدهاي گروه فشار

نگین پوردلیر

در پي تصرف مجدد حسينيه قم در 5 بهمن 84 توسط دراويش گنابادي  اداره اطلاعات قم ضمن تماسهاي مكرر وكلاي دراويش را تحت فشار قرار داد تا دراويش حسينيه را ترك نمايند. در اين ارتباط وكلاي دراويش متشكل از 4 حقوقدان به نامهاي دكتر غلامرضا هرسيني امير اسلامي فرشيد يداللهي و اميد بهروزي به مدت 4 روز از 17 تا 20 بهمن بازداشت شدند. مأموران اطلاعات ضرب العجل تعيين كرده بودند تا در تاريخ 23 بهمن دراويش حسينيه را تخليه و تحويل گروه فاطميه نمايند و تهديد كرده بودند اگر حسينيه را تحويل ننمايند دراويش را در حسينيه زنداني نموده و آب و برق و گاز را نيز قطع خواهيم كرد گروه فاطميه كه . تحت پوشش اين نام خود را قرار داده‌اند از پرسنل اداره اطلاعات قم ميباشند كه مسلحانه حسينيه دراويش را در 28 دي سال جاري تصرف نموده بودند.

 روز 23 بهمن در ساعت 11 صبح خودروهاي گارد ضد شورش در محوطه مستقر و راههاي منتهي به حسينيه را مسدود نمودند. دراويش با اطلاع از اين اقدام از شهرهاي مختلف به سمت قم حركت نمودند و تعداد آنها در ساعت 6 بعدازظهر به چند هزار نفر مرد و زن رسيد كه سرتاسر خيابان ارم قم را اشغال و هنگام مغرب اقدام به برپائي نماز كردند. در ساعت 7 شب گروه فشار با لباس شخصي مشتمل بر بيش از 400 نفر با بي سيم به محل وارد و در ضلع شمالي خيابان ارم مستقر و با بلندگو اقدام به دادن شعارهاي اهانت آميز برعليه صوفيه نمودند.

هدف گروه فشار تحريك دراويش براي ايجاد درگيري بود تا بدين وسيله نيروي ضدشورش كه در 50 دستگاه خودرو در نزديكي محل متوقف و آماده حمله بودند به صحنه وارد شده تا كوي دانشگاه ديگري را خلق نمايند. نيروي انتظامي براي جلوگيري از درگيري در بين دراويش و گروه فشار صف كشيد.رهبر گروه فشار در ساعت 11 شب با بلندگو به همكاران خود اعلام كرد تا فردا ساعت 3 بعدازظهر به دراويش مهلت ميدهيم تا اينجا را ترك كنند و حسينيه را تحويل نمايند در غير اين صورت به آنها حمله خواهيم كرد.

گفتني است كه با توجه به اينكه قشر دراويش به صحت عمل در ايران معروفند مقابله و برخورد با آنان سبب دو دستگي در نيروهاي دولتي و امنيتي و انتظامي و حتي گروه فشار پديد آورده. حاجي زاده معاون سياسي استانداري قم اظهار داشت كه من از كودكي حاج سيد محمد شريعت كه اين حسينيه را وقف كرده ميشناسم و او مانند پدري مهربان نسبت به همه ما بود و الآن خودم خجالت ميكشم كه در سمت و دستگاهي قرار گرفتم كه با اهل ذكر اينگونه برخورد ميكند. وي به دراويش گفته بود كه بشدت از اين وقايع نگران است و اختياري در كنترل امور در رابطه با گروه فشار ندارد زيرا اين گروه از حقوقبگيران علما و وزارت اطلاعات و تحت امر آنها هستند و هزينه هاي شركت در اين جريانات را نيز خود وزارت اطلاعات از طريق علما  و يا مستقيماً به آنها پرداخت ميكند .

 سردار حسين صالحي فرمانده نيروي انتظامي قم نيز ضمن ابراز تأسف از لجاجت نيروهاي اطلاعات و با ابراز اينكه متحصنين مهمان مردم و مسؤلين قم هستند دستور داد تا چندين دستگاه اتوبوس به محل آورند تا لااقل متحصنين زن را براي استراحت به مهمانسرا ببرند. دراويش قبول نكرده و همچنان با سرماي زياد شب را تا صبح در محل ماندند. قابل ذكر است در ميان متحصنين افراد سالخورده زيادي نيز مشاهده ميشوند سرهنگ سجاديان فرمانده كلانتري شهدا قم كه در دستگيري و بازداشت وكلاي دراويش طبق دستور جعفري معاون دادستان قم عمل نكرد از سمت خود عزل و براي پاسخگوئي به فرماندهي ناجا در تهران اعزام گرديد. نامبرده اظهار داشته كه حضرت معصومه را در خواب زيارت كرده كه فرموده اينها مهمانان من هستند و از آنها پذيرائي كن. سجاديان موظف شده بود با اذيت و آزار وكلاي دراويش آنها را تحت فشار قراردهد.اهالي قم ضمن اظهار همدردي با درويشان ابراز ميدارند كه در جهان فعلي كشورهاي بزرگ قصد از بين بردن كشور ما را دارند و دولت ما به جاي رفع مشكلات بين المللي و اقتصادي كشور نيروهايش را براي گرفتن حسينيه درويشها تجهيز كرده است.

 

                                


بازگشت به خانه