|
در
این شماره می خوانید :
1
.
گوشه ای از فریاد ما
2 . وقاحت یا ولایت
3 .
روضه خوانی پان فارسها به خاطر از
بین رفتن هویت وارداتی در ایران
4 . دو کلمه هم از مادر عروس
5 .
معجزه در مجلس هفتم!!!؟
6 . راه جدید برای پذیرش خواسته ها
به درگاه خدا
مدیر مسئول
شاهرخ الیاسی
سر دبیر
فاطمه الیاسی
هیئت
تحریریه
شجاعی جزیی
داوود شجاعی جزیی
امیر خزائی
طرح روی جلد :
امیرخزائی
آدرس :
Shahrokh Elyasi
Mark Graf Str. 33
30419 Hanover
Tel: 0049 511 132 55 25
Email : eliasi30@yahoo.de
www.azadegy.de/Fariade%20Ma/index.htm
یادآوری
این نشریه زیر نظر
مدیر مسئول برای رساندن فریادمان به دیگران و دفاع
از حقوق انسان ها در ایران و افشاگری جنایات و
خیانتهای رژیم اسلامی منتشر میشود.
نشر آثار، سخنرانی
ها و اطلاعیه ها به معنی تائید و پذیرش آنها
نمیباشد .
با اعتقاد به گسترش
افکار، استفاده و انتشار آثار چاپ شده در این
نشریه کاملاً آزاد است |
یکی از هزاران نمونه اسارت به خاطر اندیشه و بیان
در عهد ولایت فقیه!


تصاویر در ماه یونی در موقع معرفی خود به زندان
اوین

تصویری از همین شخص پس از 30 روز اعتصاب غذا به
دلیل خواسته به حقش که بیش از 5 سال در زندان بوده
است آنهم به دلیل گفتن بعضی حقایق و ایراد گرفتن
از ولایت فقیه! جانشین خدا در زمین
واقعاً این نظام ولایت است یا نظام وقاحت ؟ |
ما در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری که با نام
و به بهانه اسلام جان مسلمان و غير مسلمان را براحتی با
فتوای انسانی ناآگاه و متحجر می گيرند، رشد نمودیم .
اين کشور که:
با پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر صغير بودن ۷۰
مليون مردم ايران می باشد و فقط حافظ منافع عده ای ناکس
شده است .
اين کشور که:
به گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در زمین ) که :
مردم ایران دو گروه خودی و غير خودی هستند و همه چيز را
برای خودی ها درست و برای غير خودی ها نا درست است .
اين کشور که:
حق آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و در پاسخ
کمترين اعتراض مردم توسط مزدورانش سرکوب و اعدام می گردد.
این کشور که : ............

ما گفتنی زياد داریم ولی اينک توان باز گوئی تمام آنها
نيست ولی اين سر آغازی برای رساندن نجوای مان که اينک به
صورت فريادی شده است می باشد.
با اميد همکاری شما انسان های آزاده و آزاديخواه .
ماهنامه فریاد ما
شاهرخ الیاسی
با
حاکمیت ولایت فقیه در ایران که بدعتی در اسلام است ،بانیان
استبدادمذهبی
امثال سید علی خامنه ای و مصباح یزدی نظریه پردازان خشونت،
بابی را هم به فقه
ساختگی خود افزودند که باب وقاحت است:
اطلاعيه
دادسراي عموميوانقلاب
تهران درباره وضعيت گنجي،
به گزارش ايسنا، متن اين اطلاعيه به شرح زير است:
«
با توجه به مطالب غيرواقعي پيرامون مشاراليه به دستور
دادستان عمومي و انقلاب
تهران، شورايي متشكل از پزشكان متخصص در امور گوش و حلق و
بيني و داخلي و جراحي
عمومي، امروز مورخ ٢٤/٤/٨٤ ساعت ١٥:30 در محل بهداري
زندان اوين، آقاي اكبر گنجي
را مورد معاينهي كامل قرار داده و پس از بررسي سوابق وي،
نظريهي خود را پيرامون
وضعيت مددجو خطاب به دادسرا به شرح ذيل اعلام كردند:
١
نامبرده از هوشياري و
علائم حياتي در وضعيت
Stable (وضعيت
پايدار) است.
٢-
فشار خون ٧٠/١١٠ بوده
نبض وي ٧٥/min،
تعداد تنفس ١٣ عدد در دقيقه است كه بيانگر سلامت علائم
حياتي است. آزمايش خون شامل
Na-k-Bun-Cr-CBC
نرمال است.
٣-
از نظر زانو به علت اظهار درد
مورد بررسي
MRI
واقع شده است كه مدارك بيمار جهت اظهارنظر همكاران متخصص
مربوطه به
بيمارستان منتقل و ظرف ٢٤ ساعت آينده نتيجه پيرامون ضرورت
و يا عدم ضرورت عمل
جراحي اعلام ميگردد.»
اين اطلاعيه در پايان ميافزايد:« براساس
نظريهي شوراي
پزشكان متخصص كه در روز جاري از وي معاينه به عمل
آوردهاند، نامبرده از نظر علائم
فوقالذكر در سلامت كامل به سر ميبرد. لذا مطالب منعكس
شده در برخي رسانهها به
منظور ايجاد جو رواني كاذب پيرامون مددجو بوده و آقاي اكبر
گنجي با بهرهمندي از
امكانات رفاهي و درماني لازم بدون هيچگونه نگراني مشغول
سپري كردن ايام محكوميت
خود ميباشد.» در
حالیکه دامنه نگرانی از وضعیت جسمانی آقای گنجی در محبس بی
عدالتی ولایت مطلقه سیدعلی خامنه ای تا بیرون از مرزها
گسترده است، دستگاه
"دادستانیش"
، زندانی را ، مددجو میخواند و گروه پزشکان مجهول که لابد
از پزشک
احمدیها تشکیل شده است خبراز"علائم حیاتی" او میدهند.
اطلاعیه با وقاحت خاص دستگاه
سید علی مطلقه ، اکبر گنجی را از تمامی امکانات رفاهی و
درمانی بهرمند میداند و
متذکر میشود ،او بدون هیچ گونه نگرانی مشغول سپری کردن
ایام محکومیت خویش
است.
آقای
دادستان، همه مردم ایران وآگاهان جهان از وضع گنجی نیز
میدانند که
دستگاه شما و آقای خامنه ای هیچ گونه نگرانی بابت سلامت
گنجی ندارید، لازم به تذکر
نبود. جان و کرامت انسان برای شما ارزشی ندارد که نگران آن
باشید. اگر این اطلاعیه
از باب وقاحت نیست چرا از حضور پزشکانی مستقل که مأموران
خامنه ای - به قول گنجی
رهبر سازمان ترور و ﺁمر قتلها و مسئول جان گنجی – نباشند
در " مهمانسرای اوین" و
"سویت
" اکبر گنجی جلوگیری میکنید تا جهانیان بدانند که این همه
جوسازی است و اکبر
گنجی در سلامت کامل در هتل پنج ستاره اوین ایام تعطیلات
خود را میگذراند. نگرانی
شما از چیست؟
2-
انگاردستگاه سلطانی وشخص آقای خامنه ای از عقده شاه شدن
دست
بردارنیستند. در رژیم ستم شاهی اطلاعیه مشابهی، خبر از
معاینه شهید نهضت ملی
ایران، دکتر حسین فاطمی، توسط سپهبد ایادی و پزشکان نظیر
او وسلامت ﺁن شهید را
داد. در حالیکه بدن مجروح او درتب میسوخت ، خوابیده بر
برانکار، به میدان اعدام
برده و تیر بارانش کردند . اینک تیم" پزشکی" سید علی مطلقه
خبر از سلامتی گنجی میدهد حال اینکه عکسهای او در سراسر جهان منتشرو حکایت از
رنجوری سخت او می کنند.
حتی رئیس جمهورتدارکاتچی نیز نگران حال اوست و از رئیس
دستگاه قضایی خواهان مداخله
میشود اما باز، باب وقاحت، مددیار " عدالتخانه " میشود و
طی مدارج قانونی را به
رئیس جمهور تذکر میدهد و او را پی سابیدن کشک اصلاحات می
فرستد! در حالیکه
حقوقدانان و کسانی که داد خواستند و حتی وکلایشان نیز در
بندند، دم از مراحل قانونی
زدن از باب وقاحت نیست؟ آقایان گنجی و زرافشان و دانشجویان
در بند چه چیز غیر
قانونی را طلب کردند ؟ در کدام قانون بجز قانون ولایت فقیه
دادخواستن و خواستار پی
گیری آمرین و عاملین قتل بیگناهان شدن، جرم و خلاف قانون
است؟ در کجا بجز در نظام
ولایت مطلقه قاتل و ضارب، عالیترین مقامات قضایی را اشغال
میکنند و در مسند قضاوت
مینشینند و مدعیان و مضروبین سلولهای انفرادی را اشغال
میکنند وباید با شکستن و خرد
کردن کرامت خود از محضر سر دسته قاتلین یعنی سید علی مطلقه
طلب عفو نمایند. این همه
اگر از باب وقاحت نیست پس از باب چیست؟
اما سید علی خامنه ای باید بداند تاریخ
اسلام و تشیع، معاویه و یزید ها،ابن زیادها و متوکل های
بسیاری را بخود دیده که
همگی بنام اسلام دم از ولایت مطلقه زدند و مخالفان قدرت
استبدادی خویش را که
آزادگان بودند یا کشتند و یا دربند گرفتار کردند. وسیله
کار آنان نیز دستگاه
قضائیشان" و امثال قاضی شریح بودند ولی هنوز این عدل علی و
مقاومت حسین و پیروان
راستینشان است که سر مشق آزادگان جهان است. بی سبب نیست که
شهید گلسرخی که اندیشه
مارکسیستی داشت در بیداگاه ستم شاهی از عدل علی و مقاومت
حسین مدد ونیرو می
گرفت. سید
علی مطلقه باید بداند مسئول مستقیم سلامت گنجی و تمامی
زندانیان
که گرفتاران عقده حقارت اویند شخص اوست. قاضی مرتضوی که در
مکتب قاضی
شریح "قضاوت" آموخته اند نیز بدانند تا تاریخ مصرف آنان به
سر نیامده بر مسندند و
چون به سر آمد مجبور به بلعیدن"داروی نظافت "میشوند . این
قانون قدرت است که دوست
نمیشناسدبلکه آلت و ابزار میخواهد.
3- و اما شما آقایان " علما " و "حجج اسلام"
، نمیدانید سکوت در محضر سلطان جابر گناه بزرگ و همکاری با
اوست؟ قرنهاست شیعیان از
زبان شما شنیده و آموخته اند که دوازده امام تشیع یا در
نبرد نابرابر و یا در زندان
جابرین به شهادت رسیدند چون سکوت در مقابل جابر را گناه
بزرگ میدانستند. حال شما را
چه می شود که سکوت اختیار کرده اید؟ اگر آنچه در زندانهای
جمهوری اسلامی بنام اسلام
اعمال میشود ظلم و جور نیست ، شما چه مصیبت و بلایی را ظلم
وجور میدانید؟ اگر هست
چرا ساکتید ؟ اگر همگی شما به وضع موجود معترض شوید و با
حضور در مقابل زندان اوین
مردم را دعوت کنید به عدالت خواهی، کاری در خور که خواسته دوازده امام
بوده نکرده ا
ید؟
اگر نه همه، که جمعی از شما به حمایت از زندانیان سیاسی
صرف نظر از اندیشه شان
در جلوی زندان اوین گردهم آیید و از کرامت انسان دفاع
نمایید چه کسی میتواند مانع
شما شود؟
برفرض هم که عملگان استبداد بر شما بشورند، مگر نه این است
که مدعی پیرو
مکتب حسینید؟
یا راست میگویید که در این صورت تسلیم در مقابل ناحق و زور
را عین ذلت
میدانید و یا خدای ناکرده دروغ میگویید و پیرو مکتب خود
خواهی خویشید، که هم به خود
جفا کرده اید وهم به مردم وهم به اسلام! بیش از دو دهه
بنام اسلام جنایت و خیانتی
نیست که بر مردم ایران بلکه جهان روا نمیدارند، گستاخی زور
گویان به جایی رسیده است
که متهم به چندین قتل را "منتخب امام زمان " میخوانند، و
با جعل و تقلب بر مسند
ریاست جمهوری "تنها کشور شیعه " نصب نموده اند،شما بازهم
سکوت میکنید، بنام چه
مصلحتی؟
اگر باب غیرت باب اول فقه سنتی میشد، ایران و اسلام
گرفتار استبداد سیاهی
که قاتلیت را قاطعیت می داند و شقاوت را جانشین شفقت
اسلامی می کند،میشد؟ روش
"حاکمین مدعی اسلام" النصر بالرعب و حرکت قسری بود؟ بی تفاوتی وسکوت در
مقابل ظالم
بازجایزبود؟
4- اما ویروس ولایت مطلقه خطرناک و واگیراست وتنها به غیرت و
شجاعت است که از آن خلاصی ممکن میشود. آنان که چارچوب
نظام فاسد مطلقه و تنگنای
استبداد را رها و فراخنای آزادی را انتخاب مینمایند از این
جماعتند. ولی باب وقاحت
فقط شامل حال ذوب شدگان در ولایت فقیه نیست بلکه ملتزمین
به او نیز از این"فیض" بی
بهره نیستند. وقتی آقای معین کاندیدای "اصلاح طلبان پیشرو"
رفتار و کردار نیروهای
سرکوب با معترضین به ادامه حبس گنجی را از نتایج تحریم
میداند، این را ازچه باب
باید دانست؟ گویی در دوران اصلاحات که ایشان وزیر بودند با
معترضین بهتر از این عمل
میشد . نا روایی با گنجی و زرافشان و باطبی و محمدی ها
وطبرزدی وهزاران بیگناهی که
کسی از آنها نام ونشانی ندارد مگر در زمان ریاست"
تدارکاتچی"با پشتوانه"بیست
دومیلیون رای ادعایی شما نبود؟ شما و امثال شما خوب
میدانید ولایت مطلقه ارزشی
برای رای مردم قائل نیست وفقط حضور آنها را برای نمایش
مشروعیت خویش میخواهد و
هرگاه هم لازم شد همین مردم را سرکوب میکند. درد شما، درد
آزادی مردم وکرامت آنها
ومنزلت انسان نیست که اگر چنین بود درون نظام فاسد ضد
تمامی اینها چه میکردید ؟
اگر قصد شما تغییر نظام استبدادی به مردمسالاری بود اولا" فریب
اصلاحات را بکار
نمیبردید-( چون لااقل به تجربه به این امر پی برده بودید
که نظام مطلقه اصلاح
درجهت تعدیل قدرت خویش را تاب نمی آورد)-و شرکت در نمایش
از پیش تدارک دیده
انتخابات را تایید و توصیه نمیکردید، ثانیا" رای سازی و
تقلبات آشکار را شرکت مردم
نمیخواندید. طلبکاری ملتزمین به ولایت مطلقه از کسانی که
ولایت را از آن جمهور مردم
میدانند و بدان سبب حاضر نشدند تا با حضور خود در انتخابات
قلابی مشروعیت عملگان
قدرت مطلقه فاسد را تایید نمایند را از چه بابی باید
دانست جز باب وقاحت؟
روضه خوانی
پان فارسها به خاطر از بین رفتن هویت وارداتی در
ایران
احسان آستارالی
با قدرت گرفتن
حرکتهای ملی ملل ایران و واقف شدن آنها به حقوق پایمال شده
خود در طول 80 سال گذشته لرزه بر اندام شوونیستهای آریائی
انداخته است و آنها هر روز با یک حیله و مکری و هر روز با
یک لباسی می خواهند جلو حرکتهای ملل ایران را سد کنند،
همچنین بیشترین دشمنی را هم با خواستهای بر حق ملت تورک
دارند و آن را هم علنا نشان می دهند.
ترک ایران توسط
انصافعلی هدایت روزنامه نگار آزاد و مستقل به خاطر فشارهای
وارده بر ایشان آریاچی ها را به هول و ولا انداخته است و
شروع کرده اند به اشک تمساح ریختن، و انصافعلی را نصحت می
کنند که فلان کن و بهمان کن، مثل اینکه هدایت بچه است که
او را نصیحت می کنند از آتش و از لولو خورخوره می ترسانند.
رفتن انصافعلی از ایران حق قانونی و مدنی ایشان است و کسی
نمی تواند جلو او را بگیرد او هم می تواند مثل بسیاری از
خبرنگاران فارس که از کشورهای ثانی پناهندگی سیاسی گرفته
اند تقاضای پناهندگی کند از جمله: ابراهیم نبوی، نیک آهنگ
کوثر، مسعود بهنود، سعید مطلبی...که به خاطر در امان نبودن
در کشور خودشان فرار کرده اند. کسی را به خاطر این کار نمی
توان محاکمه کرد و یا او را تخطئه کرد.
ولی آریاچی های بی
ریشه و دشمنان قسم خورده ملت تورک حتی این مساله را بر نمی
تابند و شروع کرده اند به روضه خوانی و مداحی درباره از
بین رفتن هویت قلابی و تقدیمی استعمارگران که یکی از این
افراد شخصی است به نام نورالدین غروی که به گفته
خودش استاندار پیشین آذربایجان شرقی هم بوده است.
ایشان شخصی است که
با نامهای مستعار در سایت ایران امروز(با نام مزدک
بامدادان) تخریبات شدیدی بر علیه تاریخ، زبان تورکها و
همچنین بر علیه حرکت ملی و شخص دکتر چهرگانی داشته است.
حمایت ایشان از تجمعات داشناکهای تهران در چندین نوشته
ایشان و انکار زبان تورکی در آذربایجان و تلاش ایشان برای
تخریب شخصیتهای ملی تورک و شخصیتهای سیاسی حکومت ملی
آذربایجان و شخص پیشه وری از جمله سابقه ایشان می باشد.
ایشان با جعل سخنان
شخصیتهای ملی آذربایجان می خواهد آنها را شخصیتی ایران
دوست نشان دهد و همچنین شهید شدن آنها به دست عوامل پان
فارس و داشناک را شهادت در راه ایران قلمداد کند از جمله
سخن معروف سردار کبیر آذربایجان که گفته" من زیر بایراق
روس نمی روم و می خواهم هفت دولت زیر بیرق اسلام باشد" در
همه نوشته های خود جعل می کند و به جای اسلام کلمه ایران
را بکار می برد.
ایشان در همه نوشته
های خود تلاشهای ملت تورک برای دستیابی به حقوق خویش را
دسیسه دولتهای اجنبی می داند و حرکتهای هویت طلب را وابسته
به دول دیگر و همسایه های ایران نشان میدهد. چنانکه در
نامه سرگشاده به انصافعلی هدایت همچین تیری زهر آگینی را
به سوی حرکت ملی آذربایجان نشانه می رود و دکتر چهرگانی را
با کینه توزانه ترین کلمات خطاب قرار می دهد. چرا وقتی
دشمنان قسم خورده تورکها با صهیونیستها و داشناکهای ارمنی
لاس می زنند و آمریکا را برای حمله به ایران تشویق می کنند
ایشان نامه سرگشاده نمی نویسند؟ ولی وقتی که ما می خواهیم
صدای حق خواهی خود را به گوش جهانیان برسانیم می شویم
پانترک، خائن.
در نوشته خود درباه
هویت ایرانیان برای ما شاهنامه می سراید و کشورهای دیگر را
بی هویت نشان می دهد به این آقا باید گفت که ایران به خاطر
هویت تقدیمی استعمارگران و حمایت دولتهای بیگانه و شرق
شناسان مغرض از یک هویت بی ریشه، ایران امروز در بحران
هویت بسر می برد نه کشورهای تورک. تورکهای آذربایجان جنوبی
و تورکهای ساکن در مناطق دیگر ایران هم هویت جعلی و قلابی
را نخواهند پذیرفت و از هویت خود که همانا تورک است تهی
نخواهند شد. ما نمی خواهیم مثل شما هویت استعمار ساخته را
بپذیریم ما به ریشه های خود پیوسته ایم و از آن جدا
نخواهیم شد درخت پر بار هویت تورکی ریشه دارتر از این
حرفهاست که با بادهای شما بلرزد و هر ضربه ای که به ما
بزنید ما قویتر خواهیم شد.
دو کلمه هم از مادر عروس
این ملایان موجودات وطایفه عجیبی هستند براحتی حرف می زنند و براحتی
هر خوبی را بد و هر بدی را خوب نشان می دهند. و هر روز بر
اساس نرخ روز حرف می زنند حالا این آقا در دوره های قبل
کجا بود که اظهار فضل کند و به مجردی که یک رئیس جمهور
عتیقه و آنچنانی توسط رهبر فقیه انتخاب شد ایشان هم نسبت
به شرایط روز و بر حسب دستورات رسیده از جانشین خدا در
زمین فتوا دادند .
از قدیم مثل معروفی بود که برای افرادی که جایگاهی در جمع نداشتند و
اظهار نظر می کردند به گفته ایشان می گفتند ( دو کلمه هم
از مادر عروس ) حالا این آقای صافی هم عین این مثل را می
رساند .
البته در این کشور که انواع اقسام نماینده و جانشین خدا در زمین می
باشد از این موارد زیاد میشنویم . در زیر کلمات ایشان را
هم بخوانید
نگین پور دلیر
آيت الله العظمى صافى گلپايگانى : اختلاط زن و مرد
خلاف دستورات اسلام است، مرد نامحرم نبايد با زن نامحرم در
يك جا بنشينند
ايسنا: آيت الله العظمى صافى گلپايگانى پنجشنبه در
ديدار گروهى از دست اندركاران نشريه هيات رزمندگان اسلام،
اختلاط موجود بين زن و مرد در جامعه را برخلاف دستورات
اسلامى دانست.
وى در اين ديدار نياز جامعه امروز ايران را عمل به
احكام اسلام برشمرد و گفت: حرف و محفل دعا در كشور ايران
زياد است ولى در مقام عمل به ويژه امر به معروف و نهى از
منكر ضعيف هستيم. در حالى كه امر به معروف و نهى از منكر
يك وظيفه عمومى است و همه بايد بر انجام آن اهتمام كنند.وى
گرايش به غرب و غرب زدگى، فرهنگ شدن زندگى با حيوانات،
همچنين اختلاط زن و مرد را از موارد منكر در جامعه ارزيابى
كرد و گفت:
يكى از امتيازات جامعه اسلامى بر جوامع ديگر، نبود
اختلاط زن و مرد است يعنى مرد نامحرم نبايد با زن نامحرم
در يك جا بنشينند و مانند دو مرد و يا دو زن با هم سخن
بگويند، البته هر دو آنها در اجتماع حضور دارند و وظايف
خود را انجام مى دهند ولى جداى از يكديگر، اختلاط زن و مرد
با اسلام تطبيق ندارد.
معجزه مجلس هفتم !!!؟
مجلس
هفتم منتخب امامزمان!!؟ بالاخره طرحی را بعد از یکسال
بررسی کردند و در حال حل مشکلات مردم هم هستند و تمامی
معضل مردم ایران شامل فقر، فساداداری ، دزدی ، فحشا ،
اعتیاد و... را با این طرح زیر حل کرده و ثابت کردند که
حقا که منتخب امام زمان و جانشین وی (خامنه ای ) و
مزدورانش در شورای نگهبان بویژه جنتی سخنگوی آن و نوکر
دیگر ولایت مشکینی که امام جمعه قم می باشند و با
امامزمان!؟ بدون واسطه و فقط با دستور در ارتباط هستند .
حالا زحمت این راه یافتگان به مجلس را در زیر بخوانید و به
حقانیت ولایت فقیه ( جانشین خدا در زمین ) و مزدورانش که
به بهانه دین و امام زمان هر جنایتی را انجام می دهند پی
ببرید
امیر خزائی
با اعلام وصول طرح «ساماندهي مد و لباس»، اين طرح
به زودي در صحن علني مجلس مورد رسيدگي قرار خواهد گرفت.
به گزارش فارس بر اساس پيش نويس طرح ساماندهي مد و
لباس كه در كميسيون فرهنگي مجلس مورد تصويب قرار گرفته
است، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مكلف است جهت پيريزي
ساختار مديريتي موضوع اين قانون، كميته 9 نفرهاي را متشكل
از دو نفر از اصناف مرتبط، يك نفر از انجمن طراحان پارچه و
لباس، يك نفر نماينده از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، صدا
و سيما، وزارت بازرگاني، سازمان مديريت و برنامهريزي،
وزارت صنايع و معادن و يك نفر از كميسيون فرهنگي تشكيل
دهد. آئين نامه شرح وظايف اين كميته به تصويب هيات وزيران
ميرسد. همچنين طبق ماده 2 اين طرح، وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامي و صدا و سيما مكلفند در جهت ترويج نمادها و الگوهاي
پارچه و لباس ايراني و بومي مناطق مختلف ايران، نمادها و
الگوهاي مورد تاييد كميته پيگيري اين قانون را تشويق و
ترغيب و تبليغ نمايند و در جهت پرهيز از الگوهاي مغاير با
فرهنگ ايراني اسلامي اهتمام جدي ورزند. بر اساس تبصره ماده
مذكور، تبليغ الگوهاي مغاير با فرهنگ ايراني، اسلامي به هر
نحوي ممنوع است.
طبق ماده 3 اين طرح، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
با همكاري وزارت بازرگاني مكلف است جهت تبادل فرهنگي ملل
مسلمان، موزه، نمايشگاه و جشنوارههاي ملي، منطقهاي و
بينالمللي با محوريت معرفي نمادها والگوهاي پارچه و لباس
ايراني، اسلامي برگزار نمايد.
در ماده چهار طرح مزبور آمده است: طرحها و
الگوهاي توليد شده پارچه و لباس مبتني بر نمادهاي ايراني،
اسلامي، مشمول حمايت قانوني حقوق مولفان و مصنفان و قانون
ثبت اختراعات و مالكيت صنعتي خواهد بود. طبق ماده پنج نيز
وزارت بازرگاني مكلف است جهت دسترسي عمومي و حمايت از
توليد و فروش پارچهها و پوشاك منطبق بر الگوهاي ايراني،
اسلامي، نمايشگاههاي عرضه فصلي لباس و پوشاك برگزار
نمايد. همچنين وزارت بازرگاني مكلف است جهت حمايت از توليد
داخلي، عوارض گمركي بر واردات تجاري پوشاك و پارچههاي
خارجي وضع نمايد، به نحوي كه امكان رقابت براي توليد
كنندگان داخلي فراهم گردد.
بر اساس ماده هفت طرح مزبور وزارت تعاون و وزارت
كار و امور اجتماعي مكلفند در تاسيس تعاوني، اخذ مجوز
فعاليت و استفاده از تسهيلات دولتي، طراحان و توليد
كنندگان پارچه و لباس مبتني بر الگوهاي ايراني- اسلامي را
در اولويت قرار دهند.
بانكها ملزم خواهند بود تا تسهيلات بانكي و
وامهاي خوداشتغالي را در اختيار متقاضيان قرار دهند.
همچنين در ماده هشت آمده است، با وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامي با همكاري و حمايت وزارت صنايع نسبت به معرفي و
ارايه طرحهاي ايراني براي حمايت از كاخانجات نساجي و
تقويت توليدات ملي اقدام خواهد نمود.
كليه دستگاههاي دولتي مكلف خواهند بود جهت تشويق
تقاضاي بازار پارچه و لباس منطبق با الگوهاي ايراني -
اسلامي، تسهيلات ( خريد پارچه و لباسهاي مذكور) را در
اختيار كاركنان خود قرار دهند. دولت نيز مكلف است اعتبارات
مالي لازم را در بودجه سنواتي رديفهاي خدماتي - رفاهي
دستگاهها منظور نمايد.
طق ماده 10 نيز نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران
و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مكلفند از فروش
لباسهاي دست دوم خارجي كه به صورت قاچاق وارد كشور
ميشوند، ممانعت به عمل آورند. آئين نامه اجرايي اين قانون
را در صورت تصويب نهايي، وزارتخانههاي ارشاد و بازرگاني
تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهند رساند. طرح مزبور در
جلسه علني مجلس در چهارشنبه بيست و يكم تير ماه اعلام وصول
گرديد كه به زودي در دستور كار مجلس قرار خواهد گرفت.
راه
جدید برای پذیرش خواسته ها به درگاه خدا
فاطمه الیاسی
خوب است با حقوق و مواجب آخوندها که تدریجا به ملاکین
اراضی و صاحبان مستغلات
و سهامداران کارخانجات تبدیل می شوند هم مقایسه کنید.
سال قبل جوانی آمد به آموزشگاه ما که کامپیوتر یادبگیرد.
لیسانس الهیات بود.
وقتی بشوخی ازو پرسیدم شما که به منابع لایزال الهی متصلید
چه نیازی به کامپیوتر
دارید ؟
سر درددلش باز شد و گفت من و پسرعمویم هم سن و هم تراز
بودیم او رفت به حوزه و
طلبه شد ومن بدانشگاه رفتم و همان زبان عربی و دروس دینی و
الهیات را خواندم ، امسال روز 13 بدر نامزدم را که 4 سال
است عقد کرده ام ولی پول عروسی و کرایه
خانه ندارم و کوکو سیب زمینی و سبزی درست کرده بود با
موتور سیکلت قرضی به صحرا
بردم .اتفاقا
پسر عمویم هم به همانجا آمد با همسرش و دختر بچه دو ساله
اش و اتومبیل
پرایدش و چه بساطی داشتند...برای
اینست که میخواهم کامپیوتر یادبگیرم شاید فرجی حاصل شود.
این موضوع نشان می دهد که اگر از هر طریقی جز طریق حوزه
به خدا و پیغمبر و
ائمه هدی متوسل شوید بیفایده است
و هرآینه
نیکوتر است که دوره صباوت و پسربچگی خود را در حوزه طی
کنید تا به
خیر دنیا و
آخرت برسید.