|
بایگانی شماره 1
شماره 1 ،
سال یکم ، مهر ماه 1383
Oktober 2004 Nr. 1
|
در این شماره می خوانید :
1
. گوشه ای از فریاد ما
2
. اعلامیه جهانی حقوق بشر
3
. خیزش دانشجوئی و سکوت مرگبار رسانه های داخلی و خارجی
4
. خاطرات زندان از زندان های رژیم اسلامی
5
. آیا مسئله فحشا با صیغه حل می شود
مدیر مسئول
شاهرخ الیاسی
سر دبیر
فاطمه الیاسی
هیئت تحریریه
شجاعی جزیی
داوود شجاعی جزئی
امیر خزائی
طرح روی جلد :
فاطمه الیاسی
آدرس :
Shahrokh Elyasi
Markgraf Str. 33
30419 Hannover
Tel: 0049 511 132 55 25
Email : eliasi30@yahoo.de
یادآوری
این نشریه زیر نظر مدیر مسئول برای دفاع از حقوق
انسان ها در ایران و افشاگری جنایات و
خیانت های رژیم اسلامی منتشر میشود.
نشر آثار، سخنرانی ها و اطلاعیه ها به معنی تائید و پذیرش
آنها نمیباشد .
.با اعتقاد به گسترش افکار، استفاده و انتشار آثار چاپ شده
در این نشریه کاملاً آزاد است . |
به مناسبت آغاز سال تحصیلی
وضع تحصیل نوجوانان در ایران


نتیجه سالها حکومت اسلامی و اقتدار مطلقه ولایت فقیه
(نماینده خدا در زمین)
در ایران |
ما در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری که با نام و به بهانه
اسلام جان مسلمان و غير مسلمان را براحتی با فتوای انسانی ناآگاه و
متحجر می گيرند، زاده و رشد نموده ایم .
اين کشور که:
با پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر صغير بودن ۷۰ مليون مردم
ايران می باشد و فقط حافظ منافع عده ای ناکس شده است .
اين کشور که:
به گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در زمین ) که : مردم ایران
دو گروه خودی و غير خودی هستند و همه چيز را برای خودی ها درست و برای
غير خودی ها نا درست است .
اين کشور که:
حق آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و در پاسخ کمترين
اعتراض مردم توسط مزدورانش سرکوب و اعدام می گردد.
این کشور که : .......

من گفتنی زياد دارم ولی اينک توان باز گوئی تمام آنها نيست ولی اين سر
آغازی برای رساندن نجوای من که اينک به صورت فريادی شده است می باشد.
با اميد همکاری شما انسان های آزاده و آزاديخواه .
هیئت تحریریه
تنظیم: امیر خزائی
مقدمه
از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی
کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال نا پذیر آنان اساس
آزادی ، عدالت و صلح را در جهان تشکیل می دهد.از آنجا که عدم شناسایی و
تحقیر حقوق بشر منتهی به اعمال وحشیانه ای گردیده است که روح بشریت را
به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد
واز ترس و فقر فارغ باشد به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده است ،
از آنجا که اساسا حقوق انسانی را باید با اجرای قانون حمایت کرد تا
بشر به عنوان آخرین علاج به قیام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد. از
آنجا که لازم است توسعه روابط دوستانه بین الملل را مورد تشویق قرار
داد ، از آنجا که مردم ملل متحد ، ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و
مقام و ارزش فرد انسانی و تساوی حقوق زن و مرد مجددا در منشور اعلام
کرده اندو تصمیم راسخ گرفته اند که به پیشرفت اجتماعی کمک کنند و در
محیطی آزاد، وضع زندگی بهتری به وجود آ ورند، از آنجا که دول عضو ،
متحد شده اند که احترام جهانی و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادی های
اساسی را باهمکاری سازمان ملل متحد تامین کند ، از آنجا که حسن تفاهم
مشترکی نسبت به این حقوق وآزادی هابرای اجرای کامل این تعهد ، کمال
اهمیت را دارد ، مجمع عمومی این اعلامیه جهانی حقوق بشر را آرمان
مشترکی برای تمام مردم و کلیه ملل ، اعلام می کند تا جمعی و همه ارکان
اجتماع ، این اعلامیه را دائما در مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که
بوسیله تعلیم و تربیت ، احترام این حقوق و آزادی ها توصیه یابد و با
تدابیر تدریجی ملی و بین المللی ، شناسایی و اجرای واقعی و حیاتی آنها،
چه در میان خود ملل عضو و چه در بین مردم کشور هایی که در قلمرو آنها
می باشند تامین گردد .
ماده 1
تمام افراد بشر آزاد به دنیا می
آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می
باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .
ماده 2
هر کس می تواند بدون هیچ گونه
تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا
هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر
موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر
شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که
مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی
باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا
غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد.
ماده 3
هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت
شخصی دارد .
ماده 4
احدی را نمی توان در بردگی نگه
داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.
ماده 5
احدی را نمی توان تحت شکنجه یا
مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون
بشری یا موهن باشد .
ماده 6
هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او
در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود .
ماده 7
همه در برابر قانون ، مساوی
هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار
شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر
علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت
قانون بهره مند شوند.
ماده 8
در برابری اعمالی که حقوق اساسی
فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون
دیگری برای او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه
دارد .
ماده 9
احدی نمی تواند خود سرانه توقیف
، حبس یا تبعید بشود .
ماده 10
هر کس با مساوات کامل حق دارد که
دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود
و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او
توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید.
ماده 11
1- هر کس به بزه کاری متهم شده
باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که
در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع از تامین شده باشد ، تقصیر او
قانونا محرز گردد.
2- هیچ کس برای انجام یا عدم
انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی
جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی
شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت درباره احدی
اعمال نخواهد شد.
ادامه دارد
خیزش دانشجوئی
و
سکوت مرگبار رسانه های داخلی و خارجی
شاهرخ الیاسی
بررسی عملکرد جنبش دانشجویی در تیر
ماه 78 با توجه باینکه رژیم از سالها قبل (61 _ 59 ) با بستن و تعطیل
کردن دانشگاهها و تسویه دانشجویان مبارز ، تحت عنوان انقلاب باصطلاح
فرهنگی و عبور آنان از فیلتر و عقیدتی _ سیاسی ، سعی در گزینش
دانشجویان معتقد به نظام ولائی را داشت ضروریست .
تظاهرات سه شنبه 22 تیر ماه نقطه عطفی
است در خیزش دانشجویی پس از سالها سکوت و خفقان .
سه شنبه 21 تیرماه رادیو و تلویزیون
مرتبا اطلاعیه شورای امنیت را پخش و برای دانشجویان خط و نشان می کشید
.
دوشنبه شب نیروهای انتظامی و انصار
حزب الله حمله خونین دیگری را علیه تجمعات دانشجویان براه انداخته و
صدتن را زخمی و دستگیر کرده بود . اما هیچیک از این حملات سعبانه
مرتجعین نتوانست در عزم راسخ و اراده آهنین دانشجویان مبارز و
آزادیخواه خللی وارد سازد .
سه شنبه 22 تیر ماه 78 تا حوالی ظهر
حدود پانزده هزارتن دانشجوی معترض و جوانان همدوش آنان در خیابان های
مرکزی تجمع کردند . رژیم وحشت زده هزاران نفر از افراد پلیس ضد شورش و
نیروهای امنیتی را بهمراه اوباش حزب الهی به گوشه و کنار تهران فرستاد
.
هلیکوپترها جهت ایجاد رعب ووحشت بالای
سر تظاهر کنندگان بپرواز در آمدند ، مزدوران با باتوم و گاز اشک آور
قصد متفرق کردن دانشجویان را کردند ، تلاش نیروهای سرکوبگر این بود که
در کام اول دانشجویان را به درون حصار دانشگاهها کشانده و ارتباط آنان
را با توده مردم قطع کنند . آما دانشجویان مبارز با آنها درگیر شدند و
در نقاط مختلف شهر به جنگ و گریز پرداختند ، مردم به صفوف دانشجویان
پیوستند و درگیری خونین بین راه پیمایان و اوباش چاقوکش حزب الهی رخ
داد .
بعداز ظهر سه شنبه 22 تیر ماه هزاران
نفر سمت بازار بزگ تهران حرکت کردند که با نیروی انتظامی موتجه شدند ،
نیروئی که علنا از لباس شخصی ها و اوباش حزب الهی حمایت می کند .
بازاریان بالاجبار بازار را تعطیل
کردند ولی به کلانتری محل بازارصدماتی وارد شد . 9 شب ادامه داشت که در
این میان تعداد زیادی زخمی و دستگیر و به نقاط نامعلومی برده شدند .که
از سرنوشت برخی از آنان تاکنون که شاهد برگزاری سالگرد آن تظاهرات بزرگ
هستیم خبری در دست نیست .
در این میان نقاب از چهره مکار خاتمی
، رئیس جمهور ظاهرا محبوب نسل جوان برداشته شد . مردم ایران علی الخصوص
جوانان که فریب حرفهای دموکراتیک و لبخند اغواء کننده این آخوند محیل
را خورده بودند ، به ناگاه با چهره بدون بزک و کریه او مواجه شدند . و
مبارزات تکان دهنده دانشجویان را حرکتی مشتی آشوبگر و فریب خورده و
عوامل بیگانه قلمداد کرد . و ضمن تجلیل و تائید مقام رهبری ، شعارهای
جنبش را که بیانگر عزم راسخ دانشجویان به تداوم جنبش و تعمیق آگاهی
سیاسی آنان بود را محکوم و تفرقه افکنانه خواند !
خوشرقصی خاتمی تا بدانجا کسید که
تظاهرات را مخالف نظام و مخالف نظم و قانون و مخل آسایش مردم کرد و
وقیحانه اعلام نمود که قوای سرکوبگر بدون اعمال خشونت با آشوبگران
مقابله خواهد کرد . چهارمین سالگرد تظاهرات خونین جنبش دانشجویی که
همراهی و همدلی مردم را بهمراه داشت پشت سر گذاشتیم .
طی
این سالها رژیم از پتانسیل جنبش دانشجویی آگاهی کامل یافته و برای
مقابله با انان ، تمهیداتی چیده و با تمام قوا به صحنه آمده بود . دفتر
تحکیم وحدت یعنی یکی از سازمانهای دانشجوئی طرفدار خاتمی و اصلاحات او
، پس از وقایع خونین تیر ماه 78 ضرورت بازنگری و خانه تکانی عمیقی را
احساس نمود و در نهایت دوشقه شد و بند ناف خویش را از جناح اصلاح طلب
برید و خواهان جدایی دین از دولت گردید و در این راستا تعداد زیادی از
فعالان این دفتر توسط نیروی امنیتی دستگیر شدند .
وحشت رژیم از تکرار تظاهرات چهارسال
پیش باعث گردید که در تهران ، اصفهان ، تبریز ، شیراز اهواز، زاهدان ،
کرمانشاه و کردستان و استان گیلان ، ماموران امنیتی همراه مامورین
انتظامی و لباس شخصی ها به دانشگاهها و خوابگاههای دانشجو وحشیانه یورش
ببرند و با ضرب و شتم و دستگیری دانشجویان مانع از تجمع آنان بمناسبت
سالگرد 18 تیر ماه سال 78 گردند .
ماموران ضدشورش در مرکز آذزبایجان
غربی ، منطقه پردیس نازلو را محاصره تامانع خروج دانشجویان از این
منطقه شوند !
بنا به گفته شاهدان عینی در خوابگاه
علامه طباطبائی واقع در ناحیه طرشت تهران ، لباس شخصی ها پس از چند
آنان را در حالیکه شعار می دادند : حزب اله ماشااله از پنجره ها
خوابگاه به بیرون پرت نمودند مقامات امنیتی استان گیلان دستگیری تعدادی
از فعالین دانشجوئی را تائید و اعلام نمودند تظاهرات دانشجویان جنبه
سیاسی نداشته و صرفا به منظور آزاد ساختن دوستان خویش اقدام به تجمع
نموده اند .!!
خاطرات زندان از زندانهای رژیم اسلامی
برای بیست و
چند سالهای امروز که بدانند که برنسل گذشته چه گذشت؟
داوود شجاعی جزیی
بازنگری در تاریخ اجتماعی و رفتارهای
جمعی ما، ما را قادر می سازد که با دید انتقادی و پوینده گامهای بعدی
را برداریم.
به طور ویژه محور بحث امروز روی رفتار
اجتماعی زندانیان سیاسی زنان ایرانی بین سالهای 60 تا 64 میباشد همه
آنها که قیام 57 را تجربه کرده اند، می دانند که سالهای 57 تا 60 در
ایران سالهای آزادی بود.
پس از یک دوره دیکتاتوری و سرکوب، این
چند سال مصادف با تاسیس شوراهای کارگری، انتشار روزنامه ها و مجلات
گوناگون، تشکیل احزاب و گروهای سیاسی مختلف و ایجاد فضای سیاسی برای
بحث و گفتمان بود. این سالها از آنجا که نه محصول مبارزه سیاسی طولانی
مدت بلکه محصول یک اعتراض و خیزش بود ،سریعا سیاسی بودن را به نوعی مد
روز بودن تبدیل کرد.
جوانانی که تا دیروز انرژیهای خود را
در دانشگاها، در استادیوم صد هزار نفری و در تریاها و دانسینگ های خالی
میکردند، امروز به خاطر فضای خاص سیاسی ایران و تغییر ناگهانی رو به
سیاست آورده بودند، سیاسی شده بودند، روزنامه می فروختند، جلوی دانشگاه
بحث سیاسی میکردند و به عضویت و یا هواداری گروهای سیاسی رو می آوردند.
در کشورهای جهان سوم دیکتاتوری، از آنجا که سمت دمکراسی وجود ندارد و
مبارزه در احزاب سیاسی برای گرفتن قدرت بی معنی است، مبارزه سیاسی خیلی
زود به تبدیل به تیر مسلحانه می شود . در ایران ما نیز دیدیم خیلی سریع
سی خرداد و اعلام جنگ مسلحانه بر علیه رژیم در سال 60 توسط مجاهدین
صورت گرفت. از سوی دیگر رژیم قبل از سی خرداد 60 در کردستان و ترکمن
صحرا شروع کرده بود.
باید به این نکته نیز توجه کنیم که
یکی از مولفه های حیاتی بقای رژیم در سرکوب کمونیستها، نیروهای انقلابی
و دمکراتیک بود . جمهوری اسلامی در صورت عدم سرکوب این نیروها نمی
توانست به حیات خود ادامه دهد، چه در یک فضای دموکراتیک مجبور بود، جای
خود را به نیروی دیگر سیاسی بدهند.
در یک چنین فضای سیاسی که نیروهای
جوان آن بسیار خام و بی تجربه بودند و تازه آمده بودند ، شرایط
دمکراتیک سنی را تجربه کنند، سرکوبهای سال 60 شروع شد. توجه کنید که از
این مقطع 1ـ سیاسی بودن مد شده بود 2ـ بسیاری از هواداران و اعضای
احزاب و گرههای سیاسی را جوانان تشکیل میدادند که هم از نظر تئوریک و
هم از نظر سیاسی آماتور بودند و به هیچ وجه تحلیل جامعی از ساخت و بافت
سیاسی اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران نداشتند. تحولات آنقدر سریع اتفاق
افتاد که نمی توانستند این واقعیت را در یابند که ساخت اقتصادی وابسته
ایران به سرمایه جهانی نمی تواند به سر به بنای دمکراتیک بیانجامد . با
این خوش خیالی سیاسی یعنی حضور علنی در فضای آزاد سیاسی، 99 درصد
نیروهای جنبش علنی شدند، در دانشگاها، در کارخانه ها، در مدارس ، در
احزاب . این اشتباه تاریخی کار سرکوب رژیم را به مراتب آسانتر از آن
ساخت که انتظار میرفت. من به نقل از زندانیان سیاسی زمان شاه که در بند
رژیم جمهوری اسلامی افتادند، می دانم که رژیم حتی نام همه زندانیان
سابق را لیست کرده و به پیگرد آنان مشغول بود.از سرش فاکتور شروع جنگ
بهانه مناسبی برای رژیم برای شروع سرکوب نیروهای سیاسی بود.در چنین هرج
و مرج سیاسی سرکوب های سال 60 صورت گرفت و توی ان ، صدها هزار نفر
اعدام ، دستگیر و شکنجه شدند.

زندان آئینه حرکت های جامعه است. نقل
قولهای زندانیان سیاسی سالهای 58 تا 60حاکی از آن است که زندانیان در
این سالها سرودهای دست جمعی می خواندند،کتابهای سیاسی و انقلابی در
اختیار داشتند. اما پس از سی خرداد 60 ، خواندن سرودهای دست جمعی منجر
به شلاق و تنبیه های شدید بود و کلیه کتابهای غیر مذهبی و مذهبی مخالف
رژیم از زندانها بر چیده شد. پس از 30 خرداد سال 60 انبوه زندانیان را
دختران و پسران جوانی تشکیل می دادندکه میانگین سنی شان بین20 تا 23
سال بود .از نظر سیاسی بسیار جوان و نا پخته بودند، شور و احساسات بی
پایانی داشتند و برای آزادی و عدالت اجتماعی مبارزه می کردند .
برعکس زندانیان زمان شاه، بیشترین
تعداد زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی را گروههای مذهبی و
مشخصا هواداران مجاهدین
بودند.مثلا از یک بند 6 اتاقه در سال 60 در بند زنان تنها اتاق 6 بود
که متعلق به چپ ها بود.زندان جمهوری اسلامی البته در زمان های مختلف و
در مکان های متفاوت مثلا شهرهای مختلف بسیار گوناگون بود
. ادامه دارد
آیا
مسئله فحشا با صیغه حل میشود؟
شجاعی جزیی
ايجاد خانه هاي عفاف مي توانست گام
بسيار مثبتي در جامعه ما باشد. نهادهايي در بطن يک رژيم شديدا محافظه
کار مذهبي ، در جامعه اي سنتي و مذهبي شهامت آن را يافتند که پرده هاي
حجاب فرهنگي را بر کنند و سانسور محافظه کاري مذهبي را بشکنند و به
مشکل اجتماعي فحشاء اذعان کنند. علاوه برآن، اين نهاد ها با برخوردي
نسبتا مسئولانه سعي کردند راهي براي محدود کردن عوارض جانبي اين مسئله
پيدا کنند.
صحبت از بررسي ريشه هاي فحشا و
عوامل ترويج آن نيست . صحبت از اذعان به وجود مسئله فحشاء است که هميشه
انکار شده ، به عنوان يک مسئله شخصي و نه اجتماعي
مطرح شده و مقصر فاحشه
بوده است و حداکثر مشتري او. اينکه وجود فحشاء رسما به عنوان يک پديده
و يا مشکل اجتماعي پذيرفته شود هنري است و پاسخگوئي مسئولانه به اين
پديده يک اقدام بسيار مثبت وشايسته تقدير است. طرح خانه هاي عفاف
ميتوانست اولين گام اصلي درراه برخورد با نگرانيهايي از قبيل مسائل
زير باشد.
يک - امنيت جاني مهمترين نگراني يک
فاحشه است. وقتي که فحشا غير قانوني است در خفا انجام ميشود و اِعمال
خشونت در مورد فاحشه که گاه به قتل مي انجامد در خفا مي ماندو آشکار
نمي شود. آشکار ساختن مسئله جرايم جانبي را به حداقل ميرساند. بعلاوه،
وقتي که فحشا جرم باشد، نگراني ديگر فاحشه دستگيري و مجازات و
سنگسار... است.
دو - رواج بيماريهاي مقاربتي از
جمله ايدز از طريق فحشا بسرعت گسترش مي يابد.
ولت ميتواند با زير نظرداشتن زنان
فاحشه امکاناتي ايجاد کند که بيماريهاي مراقبتي را تحت نظارت و کنترل
بهداشتي قرار دهد.
سـه - دسترسي داشتن زنان فاحشه به
وسايل لازم براي پيش
گيري از بارداري
هاي نا خواسته لازم است
و باز هم دولت مي تواند نقش قابل توجهي در اين زمينه ايفا کند.
چهـار - تامين مزاياي شغلي براي
زنان فاحشه از تامين مالي گرفته تا حق بيمه، حق مرخصي و ... که زنان
هنوز در پيشرفته ترين کشور هاهم براي آن مبارزه ميکنند.
اين که اين گام در راه ايجاد خانه
هاي عفاف تا چه حد ميتوانست در حل مشکلات مربوطه موفق باشد مسئله ديگري
است. اصلي ترين گام در راه حل يک مسئله پذيرفتن وجود مسئله است و پذيرش
مسئوليت اجتماعي در قبال آن که در اقدام دولتي شکل ميگيرد.
اگر خانه هاي عفاف تشکيل ميشد،
افتخار جمهوري اسلامي اين ميبود که به عنوان يک حکومت محافظه کار مذهبي
سنت ديرين محافظه کاري و مذهبي چشم پوشي به مسئله فحشا را مي شکست و
واقعيت آن را با قبول برخي مسئوليت ها مي پذيرفت.
تجربه
طرح خانه هاي عفاف نشان داد که فرهنگ محافظه کاري نيروهاي روشنفکر
شديد تراز فرهنگ محافظه کاري در برخي از ارکان جمهوري اسلامي است
وروشنفکران حتي در خارج ازکشور شهامت طرح مسائل اجتماعي مربوط به فحشا
را ندارند. بخصوص وقتي که صحبت از سياستهاي اجتماعي است ما توان
دورديد تاثيرات اجتماعي را نداريم و آن را فقط به عنوان يک سياست رد
ميکنيم. اپوزيسيون سياسي ما هنوز عضلات محکم براي نقد عملکردهاي مشخص
سياسي را ندارد و در نتيجه به يک حرکت سريع رد بسنده ميکند و البته که
هر چه از جمهوري اسلامي برآيد رد است و بد است. نکته قابل تاسف ديگر
اينکه روشنفکران ما هنوز نتوانسته اند اين سانسور ذهني سنتي ، مذهبي،
فرهنگي و سياسي را بشکنند تا شهامت برخورد واقع بينانه به مسايل
اجتماعي را پيدا کنند.
|