فریاد ما  Fariade Ma

             این نشریه کاملا مستقل و دور از سازمان و حزب و ... بوده و فقط برای رساندن فریاد دادخواهانه مردم ایران راه اندازی شده است .                                                                     جمهوری اسلامی با پذیرش ولایت فقیه و صغیر دانستن 70 ملیون ایرانی عملاً ناقض اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد

بایگانی  ( 44 )

 

سال چهارم شماره 44 اسفند ماه 1386 بهاء 0/5 یورو
 

 

 ما در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری که با نام و به بهانه اسلام جان مسلمان و غير مسلمان را براحتی با فتوای انسانی ناآگاه و متحجر می گيرند، رشد نمودیم .

اين کشور که:

با پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر صغير بودن ۷۰ مليون مردم ايران می باشد و فقط حافظ منافع عده ای ناکس شده است .

 

اين کشور که:

به گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در زمین ) که : مردم ایران دو گروه خودی و غير خودی هستند و همه چيز را برای خودی ها درست و برای غير خودی ها نا درست است .

 

اين کشور که:

حق آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و در پاسخ کمترين اعتراض مردم توسط مزدورانش سرکوب و اعدام می گردد.

 

این کشور که :

نمایندگانشان منصوب رهبر و شورای نگهبان بوده و در خواب هستند

 

وای به حال این مردم  این کشورکه:  ....

 

ما گفتنی زياد داریم ولی اينک توان باز گوئی تمام آنها نيست ولی اين سر آغازی برای رساندن نجوای مان که اينک به صورت فريادی شده است می باشد.با اميد همکاری شما انسان های آزاده و آزاديخواه .

ماهنامه فریاد ما

در این شماره می خوانید :

1. گوشه ای از فریاد ما

2. مردم ایران جدا از حاکمان جمهوری اسلامی می باشند

3. خودکشی يا قتل عمد

4.  ميلياردها دلار مازاد درآمد نفتي در هاله ابهام

5. ولی فقیه نماینده خدا در زمین عيد آمد ما هم چنان لختيم

6 . فقر و فاصله طبقاتي درايران

مردم ایران جدا از حاکمان جمهوری اسلامی می باشند

وحید رشادی

گذشته از این واقعیت که جمهوری ولایت فقیه هیچگاه به همراهی اکثریت مردم ایران با منویات جاه طلبانه وبلندپروازانه خویش وقعی ننهاده و از سوی دیگر نیز نماینده برگزیده بسیاری از ایرانیان نیست نباید فراموش کرد که در قاموس حاکمیت حاکمان اسلامی این مردم نیستند - که با شرکت خود در انتخابات - به حکومت مشروعیت ملی می بخشند بلکه این حق برای حاکمیت از "آسمانها" نازل شده و چون قبای بخت واقبال بر سر "ولایت فقیه" افتاده است البته آنها برای حفظ مشروعیت بین المللی خود نیز فکری کرده اند تا حکومتشان از دیدگاه بین المللی کم نیاورد و متهم نشود که در 1500 سال پیش زندگی می کند از این رو اقلیتی از "مردم خودی" را دور و بر این بساط گرد آورده اند تا ثنا گوی حاکمان باشند و گواه ترکیب ناموزونی به نام "مردمسالاری دینی"!

پس نا گفته پیداست که چنین حکومت اقلیتی هرگز حاضر نیست از حق حاکمیت خود تا محقق شدن "افسانه ظهور" دست بردارد و برای تحقق این خیال پردازی گاهی درجه هذیانهایش چنان بالا می رود که انسان قرن بیست و یکمی شگفت زده انگشت به دندان می گزد .

حکومتی که در بدو تشکیل می خواست همه چیز را "اسلامی کند"، نهمین دولتش در اوج اسلام زدگی "میثاق نامه کابینه" را به "چاه جمکران" انداخت تا ایرانیان را وادارد سر در چاه کرده و چاره مشکلات خود و کشورشان را از آن بخواهند. این حکومت با سالوس پروری و خرافه پردازی با بدآموزیهای قرون وسطایی و با ابزارهای وحشی گری و سرکوب ایران را کرده است انگشت نمای خاص و عام. درهیچ جای جهان جلسه ای، بحثی، مجمعی را نمی بینید که در آن از ایران نامی به بدی نرود.

هر سیاستمداری در جهان نقطه اصلی سیاست خود و یا کارزار انتخاباتی حزبش را به ایران اختصاص داده است و همه جهان در یک چیز هم صدا شده اند که : "ایران امنیت جهانی را تهدید می کند" .

از سوی دیگر اندیشه های بس خطرناکی نیز امروز در ذهن ایرانیان پدیدار شده، در کوچه و بازارهای تحریم زده ایران اگر پای گفتگوهای مردم بنشینید خواهید دید که با بی پروایی وحشتناکی دل به حمله نظامی خوش کرده اند.

کشوری که حکومتش امنیت جهان را تهدید کند و مردمش در آروزی حملات نظامی خارجیها روز شماری کنند آیا شوربختانه سرانجامی به جز "نابودی"خواهد داشت؟!

تاریخ از این گونه سرنوشتها به خود کم ندیده است چه بسیار اقوام و ملتها که پس از دوره های سرافرازی و شکوه به ناگاه کمر به نابودی خود بسته اند و حتی اثری از خود بر نقشه جغرافیایی جهان باقی نگذاشته اند. ایرانیان نزدیک به 30 سال است که بهترین و کارآمدترین افراد سرزمین خود را از اثر حوادث و بحرانهای گوناگونی چون جنگ، قتل، نسل کشی ومهاجرتهای اجباری و تبعیدهای خود خواسته از دست داده اند. امروز ما دراین بزنگاه تاریخی یک راه بیشتر نداریم .

هر ایرانی باید راه خویش را از حاکمیت نابخرد اسلامی جدا کرده و رو به مردم ایران ازخود و از تمامی هم میهنانی که در داخل و خارج زندگی می کنند بپرسد : "آرمان ما ایرانیان از زندگی دراین جهان چیست؟

آیا نمی خواهیم اندکی بیندیشیم و خردمندانه گام برداریم تا آبروی خود و کشور را به آسانی به باد ندهیم ؟

آیا داشتن امنیت، آرامش و سازگاری با جهانیان اینقدر برای ما ایرانیان دور از دسترس شده است که تنها راه چاره را در این دیده ایم که چون تافته ای جدابافته در میان سایر ملتها فریاد بر آوریم و هماورد طلبیم و رجز خوانیم ؟

 اینک در این بزنگاه تاریخی چگونه میشود ما ایرانیان را به در پیش گرفتن روشی خرد گرایانه، به میانه روی و تلاش برای داشتن یک زندگانی آرام و آبرومندانه در کنار سایر ملتهای جهان فرا خواند ؟

خودکشی يا قتل عمد

اين ليست سياه اعتياد و تن فروشی و خودکشی و تبهکاری و فرقه گرايي، اين ,خودزنی, که طی آن قربانی به خود آسيب می رساند، سرانجام روزي، هدف برحق خشم خود را پيدا خواهد کرد و رژيم را نشانه خواهد گرفت                                                    

مهناز خزائی

خبرگزاری فارس از قول فرمانده نيروی انتظامی آذربايجان شرقی خبر داده است که با گرانی و کميابی مواد مخدر در استان، آمار مرگ و مير در بين معتادان افزايش يافته و از اول امسال تاکنون 5 نفر خود را حلق آويز کرده اند. قبلا خبری مبنی بر خودکشی يک خانواده 8 نفری در اثر فقر منتشر شده بود.

فقر يا اعتياد، هرکدام علت خودکشی ها و مرگ و مير ها باشد، فرقی ندارد. در ايران فقر و اعتياد با هم ارتباط نزديکی دارند. گذشته از همه عوامل ديگر، بانی و باعث هردو يعنی هم گسترش فقر و هم گسترش اعتياد جمهوری اسلامی است و با توجه به اين حقيقت، اين آمارها مربوط به خودکشی يا مرگ و مير نيست. اعتراف به قتل است، قتلی که تا حدود زيادی آگاهانه صورت می گيرد.

در حالی که از جمعيت 30 ميليونی فعال اقتصادی ايران، با احتساب زنانی که می توانند کار کنند، ولی بنا بر علل مختلف تقاضای کار نمی کنند، 10 ميليون بی کارند،

در حالی که تنها در خوزستان يک ميليون بی کار وجود دارد،

در حالی که حداقل 8 ميليون جمعيت کشور بنا بر استاندارد های محافظه کارانه زير خط فقر زندگی می کنند،

در حالی که به گفته خود رژيم بيش از 140000 زندانی غيرسياسی يعنی قربانيان فلاکت اجتماعی در ايران وجود دارد،

در حالی که استاندار کرمان می گويد 280000 نفر با شکم گرسنه در کپرهای جنوب کرمان زندگی می کنند،

در حاليکه زلزله زدگان لرستان در ويرانه ها سرگردانند و حتی پتو برای گرم کردن خود ندارند،

در حالی که مردم بم هنوز در کانتينر فلزی زندگی می کنند، مقامات رژيم ميليون ها دلار را خرج تسليحات و برنامه های نظامی متداول و هسته ای می کنند که نتيجه آن ها تا هم اکنون، کشاندن ايران زير خطر تحريم اقتصادی است و آنگاه ادعا می کنند ,مردم ايران, برای تحريم شورای امنيت آمادگی دارند. منظورشان اين است که خودشان برای قتل عام بيشتر مردم ايران آمادگی کامل دارند و مردم ايران را به مرگ در اثر فقر و اعتياد و نابسامانی و فلاکت اجتماعی عادت,! داده اند.

تازه آمارهای بالا از منابع خود جمهوری اسلامی و مربوط به هفته های اخير است. سازمان ملل سال گذشته اعلام کرد ايران ازنظر تعداد معتادين مواد مخدر در جهان رتبه اول را دارد. حتی مقامات انتظامی خود رژيم گفته بودند تنها در سال گذشته 5000 نفر در اثر اعتياد جان باخته اند. رئيس دادگاه انقلاب شيراز گفته بود تعداد معتادان ايران حتی از افغانستان هم بيشتر است و يک مقام ديگر رژيم گفته بود يک سوم کارگران پيمانکار عسلويه يعنی حدود 20000 نفر ,افيونی, هستند. گويا کسی غير از رژيم مسوول اين فجايع است. در خرداد گذشته زهره خوش نمک در روزنامه شرق نوشته بود: ؛؛ در ايران سن بزهكارى به زير ۱۰سال، كف سنى فحشا به۱۴ سال و كف سنى اعتياد به ۱۳ سال رسيده و حدود ۱۴ميليون نفر با مشكل روانى دست و پنجه نرم می کنند.

هم او نوشته بود: در دهه دوم بعد از انقلاب، آسيب هاى اجتماعى سالانه رشدى معادل ۲۵ درصد داشته است و در مقايسه با سال قبل، در خشونت هاى خانگى مثل شوهر كشى، زن كشى، والدين كشى و فرزند كشى ۳۵ درصد رشد، اعتياد نوين ۲۷ درصد، نوجوانان و جوانان در معرض اعتياد ۶۰ درصد، فرار دختران ۲۳ درصد، طلاق ۱۷درصد و ازدواج موقت ۲۰ درصد

و نوشته بود:

؛؛در دهه دوم بعد از انقلاب، آسيب هاى اجتماعى سالانه رشدى معادل ۲۵ درصد داشته است و در مقايسه با سال قبل، در خشونت هاى خانگى مثل شوهر كشى، زن كشى، والدين كشى و فرزند كشى ۳۵ درصد رشد، اعتياد نوين ۲۷ درصد، نوجوانان و جوانان در معرض اعتياد ۶۰ درصد، فرار دختران ۲۳ درصد، طلاق ۱۷درصد و ازدواج موقت ۲۰ درصد را شاهد بوده ايم. و نوشته بود: ؛؛افزايش مواردى مثل خودكشى، عقايد شيطان پرستى، دانش  آموزان سيگارى و ايدزى، ورود خشونت هاى نو، بحران هويت و هويت ستيزى جوانان، توزيع مواد روان  گردان توسط باندهاى گسترده و مشروبات الكلى، تغيير الگوى مصرف مواد مخدر با نام هاى جاذب و چهره هاى جديد در حالى كه گاه تا ۱۵۰برابر هروئين قدرت تخريب دارند و افزايش خشونت هاى جنسى و به ويژه كودك آزارى، زنان خيابانى، فحشا و ايدز و... دلايل اثبات عدم تعادل روحى و روانى افراد جامعه است كه سلامت اجتماع را به شدت مورد تهديد قرار داده است به ليست آسيب های روانی زهره خوش نمک اکنون بايد، رشد انواع خرافات، تبليغات فرقه های مذهبی اسلامی يا مسيحيت گرايی نومحافظه کاران رياکار را هم افزود.

چراقتل آگاهانه؟

مرگ يا خودکشي، در اثر فقر يا اعتياد فرقی نمی کند. رژيم قاتل اين مردم است و قتل مردم ايران را پيشه کرده است چون همه جا امنيت و حفظ قدرت خود را بالاتر از امنيت مردم ايران وعليه آن قرار داده است.

در داخل :برای حفظ امنيت خود سه دهه است سرکوب های توامان در حوزه های فرهنگي، سياسی و نظامی را با شدت ادامه می دهد و نام آن را تداوم انقلاب گذاشته و ميلياردها تومان از درآمد نفت را برای برپا کردن دستگاه های سرکوب ويژه هر بخش هزينه می کند. همين سرکوب توامان در همه حوزه هاست که به رشد غيرعادی فقرو اعتياد و تن فروشی و انواع آسيب های اجتماعی در ايران انجاميده است.

درخارج: حاليکه توده مردم در مقياس ميليونی در اثر فجايع گسترده فوق ميان مرگ و زندگی دست و پا می زنند، ميلياردهای ديگر از درآمد نفت را صرف خريد سلاح های متداول و برنامه های هسته ای غير متداول می کند و در وخيم ترين شرايط امنيتی برای مردم ايران آن ها را به نمايش و آزمايش می گذارد و امام جمعه هايش با وقاحتی که مخصوص امام جمعه های رژيم است می گويند: رزمايش پيامبر اعظم ‌آمريكا و انگليس را دچار كابوس و وحشت كرد![ امام جمعه اهواز]، در حاليکه خودشان می دانند تنها خاصيت اين اقدامات دعوت از قدرت های جهانی برای تحريم اقتصادی مردم ايران و حتی اقدامات بدتر است. اين قتل عمد است، زيرا رژيم از نتايج سياست های خود کاملا اطلاع دارد و برای حفظ امنيت خويش است که از مردم قربانی می گيرد. رژيم عزرائيل مردم ايران است و جز تباهی و مرگ برای مردم ايران ارمغانی ندارد، و با اعمال خود برای نيروهای تباهی و مرگ در سراسر جهان دعوت نامه می فرستد. اما مردم ايران به مرگ و خودکشی و گرسنگی و فقر و تباهی ,عادت , نکرده اند. رژيم به زور مردم را به زندگی در اين دامگه فاجعه مجبور کرده است. اين ليست سياه اعتياد و تن فروشی و خودکشی و تبهکاری و فرقه گرايي، اين ,خودزنی, که طی آن قربانی به خود آسيب می رساند، سرانجام روزي، هدف برحق خشم خود را پيدا خواهد کرد و رژيم را نشانه خواهد گرفت، اگر تا آن زمان ,دعوت نامه,های رژيم اثر خود را نکرده باشد. برای اين که مردم ايران صبح روشن خود را بر ميهمانی وحشت رژيم مقدم کنند، تلاش کنيم.

ولی فقیه نماینده خدا در زمین

عيد آمد ما هم چنان لختيم

صالح ناغی

عيد آمد ما لختيم

هر سال نزديك شدن به عيد باستاني، هنرمندان و دور افتادگان از فيلمهاي آبگوشتي دهه 30 را به ياد محفل فوق هنري جشنواره فيلم فجر مي اندازد و تازه از راه رسيدگان اين عرصه را ، فيلمهاي فوق مدرن !!! ايراني به صف هاي چند كيلومتري مي كشاند :

- ميليون ها تومان خرج ( برج )

- كاغذهاي بي خطي كه در اين راه كلي پر خط مي شوند

- كلي التماس و خواهش و تمنا براي بدست آوردن بليط جشنواره

- كلي ماجراي ريز و درشت ديگر  ....

اما در آخر چه مي شود ؟؟؟

همان قيافه هاي تكراري (‌كه خودشان هم تعجب مي كنند كه چرا اينقدر سيمرغ و كلاغ و ميوه هاي ترش شيرين بلورين دريافت مي كنند )‌ را مي بينيم كه براي چندمين بار لبخند به لب دارند و يكه تاز و بي رغيب همه دار و ندار عالم هنر به رسم يادبود به منزل پر مهرشان ميبرند و به بار گرفتاريهايشان باز هم اضافه مي شود :

- باز هم بايد به كلي درخواست جواب ( نه ) بدهند

- باز هم بايد به آقايان توضيح دهند كه از عد 13 مليون متنفرند و 20 به بالا براي آنها شانس مي آورد

- باز هم بخاطر اين موفقيتشان كلي شاخه گل و دسته گل و باغ گل دريافت مي كنند

- باز هم ...

آنهايي كه سرشان براي دردسرهاي هنري درد مي كند دست از پا دراز تر به خانه ميروند سري بي كلاه از اين همه نمد !!!

چه كار مي شود كرد بايد فكر عيد بود بايد به فكر لباس كفش و كلاه عيد بود بايد فكر زندگي تكراري بود بايد به پدر گفت :

كه عيد آمد و ما ....

 

فقر و فاصله طبقاتي درايران

علی غنائی

هـمه با هـم برابرند،بعضي برابرتر!

 در تعريف ازمفهوم طبقه دو رويكرد اصلي وجود دارد: نخست، رويكرد ماركسيستي است كه بر پايه آن طبقه عبارت از تفكيك اقشار وگروههاي مختلف اجتماعي مبتني بر مالكيت ابزار توليد مي باشد. اين طبقه بر اساس مناسبات  وشيوه توليددر هر دوره تاريخي شكل وتركيب متفاوتي بـخود مي گيرد.رويكرد دوم طبقات اجتماعي را بر اساس منزلت فرد در جامعه و شاخص هايـيي چون شغل، تحصيل ودرآمد سنجيده و تعريف مي كند. رويكرد اول علاوه بر تحليل و بازشنـاسي ريشه هاي تضاد بين طبقـات دارنده وفاقدابزار توليد، بدنبال رفع اين ريشـه ها و رهايي انسان از ابزار توليد ودارندگان بـهره كش آن مي باشد .رويكرد دوم، نيز بدنبال تحليل دلايل توجيهي وفاق اجتماعي بوده و در انديشه حفظ وضع موجود است.بر پايه رويكرد نخست،قبل از هر بحـثي مي بايست روشن ساخت كه جامعه ايران امروز در چه برهه اي ازدوران تاريخي قراردارد. صرف نظر از مناقشات متعدد در اين خصوص ،آنچه كه مسلم است ، اينـكه نظام غالب اقتصادي و اجتماعي كشور، نظام سرمايه داري است. وليكن اين نظام در درون ساختار خود دا راي اشكال مختلفي هـمچون سرمايه داري ملي ، سرمايه داري كمپرادور يا وابسته به سرمايه داری جها نـي وسرمايه داري تجاري وسنتي است .با اين وصف طبقات اصلي جامعه عبارتند از طبقه كارگر و سرمايه دار. در حال حاضر، بر اساس آماو ارقام موجود قريب 20 در صداز افراد جامعه 80 در صد ثروت جامعه را در اختيار دارند.ازسوي ديگر حدود 72 درصد از افرادجامعه زير خط فقر نسـبي قرار دارند .شواهد و ارزيابي هاي رسـمي حاكي است افراد دا راي درآمد كمتر از 180 هزار تومان در ماه زير خط فقر ( فقرنسـببي) و افراد داراي درآمد كمتر ا ز 90 هزار تومان در ماه زيرخط بقا(فقر مطلق) قرار دارند .فاصله خط فقر وخط بقا نيز فاصله خط حيات ومـمات است.بدين معنا كه زندگي وحيات جسماني افراد زير خط بقا در مخاطره جدي قرار دارد.

در ايران پيش از انقلاب همانند تمام كشورهاي سرمايه داري با هدف تخفيف تضادهاي طبقاتي،طبقه نوپديدي تحت عنوان طبقه متوسط در حال تكوين ورشد بود كه با وقوع انقلاب وشرايط اقتصادي پس از آن ،طبقه مذكور بتدريج در طبقه فقير مستحيل شدند .دو قطبي شدن جامعه وتشديد فاصله طبقاتي وتضادهاومسائل اجتماعي ناشي از آن از دستاوردهاي غيرقابل انكار پس ازانقلاب محسوب مي شود.شعار استقلال،آزادي وجمهوري اسلامي در شرايط پيش از انقلاب گوياي اين واقعيت است كه چالش اصلي وتضاد عمده آن زمان حداقل در شكل رو ساختي ،ضد يت با اوضاع سياسي حاكم در رژيم پهلوي بود( بويژه در بين اقشارروشنفكر وتحصيلكرده اي كه دارای خاستگاه بورژوازي بود).

ريشه هاي شكاف طبقاتي

الف)زمينه هاي عيني

1.وقوع انقلاب وفروپاشي ساختار سياسي در كنا رقطع وابستگي آشكا ر رهبرا ن سياسي كشور به سرمايه داري امريكـاواروپا،منجر به تضعيف نمايندگان طبقه بورژوازي ملي و تكنوكراتي از يكسو وتشديد ستيز با امريكا و تحريم اقتصادي ناشي ازبحران گروگانگيري از سوي ديگر گرديد .بلوكه شدن سرمايه های نقدي وغير نقدي در كنارخريد كالا و فناوري مورد نيـازكشور كه تا قبل از انقلاب بصورت گسترده اي به امريكا وابسته شده بود، از بازار قاچاق و دلالهاي بين المللي و در نهـايت افزايش قيمت تمام شده محصول بزرگترين ضربه را به پيكره نحيف وآسيب پذير اقتصاد ايران زد.تداوم قطع رابطه با امريكا واستمرار طبيعی تحريم اقتصادي از اوايل انقلاب تا كنون به گستره و عمق اين آسيب افزود.

2 .جنگ ناخواسته با تحريكات كشور عراق وحمايت هاي ساير كشورهاي عربي منطقه وهمچنين امريكاكه بدنبـال ايران تضعيف شده اي در منطقه بودند،وتداوم فرسايشي آن وعدم استفاده از فرصتهاي ميانجيگري برخي از كشـورهاي منطقـه ،منجر به تخريب بسياري از ساختارهاي توسعه اي،اقتصادي وصنعتي كشور بويژه در نوار مرزهاي آبي وخاكي غرب و جنوب كشور گرديد .از دست دادن نيروهاي پرشور وانقلابي كه نسل فعال و مجريان اصلي پروژه انقلاب محسوب ميشدند،وچه بسا مي توانستند در فرايند باز سازي ايران پس از انقلاب ومنطبق با سناريوي نه چندان روشن مديريت كشور،مشاركت جدي وموثري داشته باشند از ديگر زيانهاي غيرنقدي بود كه با تحمل آن در شرايط اوايل انقلاب،بسياري از فرصتهاي توسعه اي از دست رفت .نسل آسيب ديده از انقلاب وبويژه جنگ از قبيل خانواده شهدا ،افراد بي خانمـان ،مهاجران جنگي،معلولـين وجانبازان ودر نهايت آزادگان بازگشته از بيش از 8سال جنگ و اسارت ثمره اي جز فقر و تنگدستي نچيـده وبه خيل رو به گسترش فقراي كشور پيوستند .

3. وفور جـمعيت وعدم كنترل مواليـد در دوران جنگ وكلا در طول دهـه 60با اين نگاه كه گستـرش دين وحفظ ملك تنها با افزايش كمي جمعيت ايراني وبه تعبيري مسلمان ميسر مي گردد . ناامني جاني جوانان وآسـيب پذيري اعضـاي خانواده،غفلت از عواقب اجتماعي واقتصادي وفور جمعيت بويژه در سالهاي پس از اتمام جنگ،ارائه تسهيلات يارانه اي بيشتربه خانوارهاي پر عائله وتشويق آشكار وپنهان مبلغين ديني براي افزايش لشكرمسلمين عليه كفار هـمگي منجر به تقويت اين گرايش گرديد كه افزايش تعداد فرزندان منافع كوتاه مدت بيشتـری دارد و هرآنكس كه نان دهد، دندان دهد! نتيجه ميان مدت اين سوء مديريت اجتماعي ظهور يك ورم جـمعيتي در طول سالهـاي 60تا65 بود كه اين ورم هر 5 سال با رشـد فيـزيكي تفاضاهاي جديدي مطرح مي كند كه با فقدان پيش بيني هاي از پيش انديشيده شده جامعه ايران را با بحران جدي روبرو مي سازد: دوره اي شير خشك،دوره اي چند شيفته بودن مدارس ابتدايي وترك وافت تحصيلي فراگير،در دوره ديگرتقاضاي اجتماعي گسترده و مافوق ظرفيت دانشگاهها براي ورود به آن و در 5 سال 80 تا 85بحران بيكاري خيل وسيع جواناني كه به سن كار مي رسند.و بيكاري ابتداي مسير تعميق فقرو تنگدستي است.

4.توسعه سرمايه داري دولتي وحضور انحصاري ارگانـها ،نهادها وبرخي افراد منسـوب ومنصـوب دولتي در فعاليتهاي اقتصادي بويژه در حوزه هايي كه اطلاعات و امكانات مالي ،سياسي وامنيتي آن فرصت رقابت را به افراد حقيقي وحقوقي غير دولتي نمي داد منجر به بروز شرايطـي گرديد كه در سايه درآمد هاي هنگفت ناشي ازاين رانت هاي دولتي به مفهـوم كل حاكميت، عده اي افراد وابسته به مديران دولتي يا به اصطلاح آقازاده ها ثروت هاي افسانه اي كسب كرده و در طول يك دهه گوي سبقت را از بسياري از ثروتمندان پيش از انقلاب ربوده وبه يمـن اين مديريت متعالي ثروت !در جامعه روزبروز برطبقه فقرا در كشور افزوده شد .نوكيسه ها يا قشر نوپديد ،ديگر هيچ تحديد وتهـديدي را بر نمي تابنـد و تفرعن واستـكبار مهمترين خصيصه آنان است .

5.بيكاري گسترده وروزافزون ناشي از فقدان مباني ساختاري وانديشه اي يا فرهنگي وسياسي-امنيتي توليد وكارآفريـني از ديگر عوامل موثر بر بروز فقر در شرايط نابرابراست كه منجربه شـكاف طبقـاتي مضاعف مي گردد.پايـين بودن نرخ مشاركت(35درصد)،بالابودن نرخ بارتكفـل ووابستـگي جمعيت غيرفعال به جمعيت فعال كه برپايه تقسيم جنسيـتي كار وفرصتهاي ديگر اقتصادي واجتماعي استوار است ،بيكاري 15درصدي وكم كاري وپايين بودن بهره وري نيروي انسـاني ازسلسله عوامل موثر بر فقرفقرا محسوب مي شود.افت درآمدبيكاران وافراد شاغل در مشاغل غير رسـمي دركنار هزينه هاي هنگفت نيازهاي غذايي ،بهداشتي ،مسكن‌، تحصيل واوقات فراغت، اين فاصله را بطور روزافزون عميق تر ميكند.

6 .نظام تامين اجتماعي ناكارآمد وغيرفراگيراز ديگر زمينه هاي تشديد بخش فقر عمومي است . فقدان چتربيمـه اي فراگير براي اقشار مختلف مردم از جمله تهيدستان شهري،كاركنان مشاغل زيرزميني وغيررسمی وجامعه روستايي (كشاورزان ودامدارا ن و باغداران) از يكسو، در كنار حجم بروكراسي وسيع و ناكارآمد كارگزاران بخـش تامين اجتماعي در امور بيمه اي،حمايـتي وامدادي با تشكيلات وسيع وبدون نظارت كارآمددر موسساتي همچون كميته امداد،بنيادهاي جانبازان،شهيـد،طرح رجايي وساير بنيادهاي كوچك ومتفرق دولتي ورانت خواه،نتوانسـته است سطح زندگي آحاد ملت را در حداقل هاي قـابل قبول حفظ نمايد.

ب)زمينه هاي ذهنـي وفكري

1.متصلب بودن ساختارقشربندي اجتماعي وعدم امكان تحرك اجتماعي وجابجايي موقعيت فرد از طبقات فرودست يا ستم –پذير به طبقه فرادست از يكسو ،ومقدر دانستن موقعيت اقتصادي واجتماعي افراد ايراني ازسوي رهبران فكري وديني جامعه از گذشته تاكنون وتاييد وضع موجود از سوي ديگر از زمره زمينـه های پذيرش اجتمـاعي فاصله طبقاتي است كه مقدمات گسترش شكاف روزافزون را نيز فراهم مي كند.

2.سيطره فرهنگ وقانون ارث و ميراث خواري نيز زمينه قوام فقر فقرا وثروت ثروتمندان وتصلب بيش از پيش ساختار طبقاتي جامعه ايران را تمهيد مي نمايد.اين فرهنگ وقانون كه ايستاده بر بنياد ساختار عشيرتي ،تبارمداري وقبيله گرايي است مبتني بر انديشه تفكيك ازلي وابدي بين نفوس ومخلوقات بر پايه برتري برخی بر برخي ديگر بوده ومدافع منافع طبقاتي صاحبان اين انديشه وقدرت است.

3.باور به تفكيك ملت يا به تعبير ديگر امت به دو لايه خودي و غير خودي ودر شرايط كنوني برخورداري يا عدم برخورداري افراد بر پايه قبول يا عدم قبول نظام سياسي وايدئولوژيك ولذا مرز بندي انسانـها بر همين بنياد منجر به ايجاد فرصت ترقي ، تحرك و ثروت اندوزي براي هم كيشان وفقر،ستم وعقب ماندگي دگرانديشان می شود.

4.نخبه گرايي ديني وتفكيك مردم وگاه حتي خودي ها ،به درجه اول ودرجه دوم وقبول واشاعه باور هژموني درجه اوليها به درجه دومي ها به مصداق سيطره رمه گردان بر رمه وقشون گله ها از ديگر زمينه هاي فكري و اعتقادي انشقاق طبقات وتعميق ميان آنها ميباشد .

5.قبيله گرايي وقوميت مداري در تفكيك نقش وجايگاه مردم ،برگرفته از ساختار كهنه وديرينه عشيرتي ازديگر معيارهاي توزيع ثروت ،قدرت ومنزلت افراد محسوب مي شود. به عبارت ديگر هرچه افراد به طايفه و نسب صاحبان قدرت وثروت نزديكترباشند به همان ميزان از موقعيت ممتازتري برخوردار خواهند بود.

6.تعصب مذهبي واولويت دادن به مذهب وپيروان تشيع نسبت به ساير مذاهب واديان از قبيل سني ها ،مسيحيون ، يهوديان زرتشتيان و…ايجاد محدوديتهاي شغلي ،فرهنگي ،اداري ،قانوني،فقهي ،اقتصادي ،اجتماعي وتفريحي براي بهره گيري از فرصتهاي موجود.

7.مرد گرايي در كليه عرصه هاي زندگي فردي ،خانوادگي واجتماعي ونابرابري حقوق زنان از نظر فقهي ،شرعي وقانوني بنحوي كه زنان جامعه ايران امروز را ميتوان 2بار مستضعف دانست.

8.خاص گرا يي در توزيع فرصتهاي اجتماعي اعم از قدرت ، ثروت ومنزلت بنحوي كه در اين رهگذرمنسوبين منصوبين ووابستكان نسبي وسببـي صاحبان قدرت وثروت يا به اصطلاح آقازاده ها بيش از ساير افراد امكان برخورداري از اين فرصتها را داشته وبطور فزاينده بر ثروتهاي افسانه اي خود در ازاي فقرروزافزون مردم كثير ديگر مي افزايند.بي ترديد در چنين فضاي ذهني و شرايط عيني بر اساس داعيه هاي موجود كه گاه گوش فلك را كر مي كندظاهراً همه باهم برابرند،ولي بر اساس تصوير برداري از واقعيت در عمل “برخي برابرترند” وتا فضای ذهني متصلب كنوني وپاسداران وضع موجود دستخوش دگرگوني ساختاري نشوند هرگونه حرف واقدامی براي رفع اين شكاف چيزي جز نقش بر آب زدن نخواهد بود.

         مدیر مسئول                    

                          مهناز خزائی

هیئت تحریریه

مقالات:   وحید رشادی

خبر و گزارش:  علیرضا غنائی

آدرس :


Mahnaz Khazaie
Rumann Str. 17-19
30161 Hannover
Tel.: 01777312211 -- 01773180358
Email.: aghanaie@yahoo.com
khazaie75@yahoo.de
www.azadegy.de/Fariade%20Ma/index.htm

 

یادآوری

این نشریه زیر نظر مدیر مسئول و هیئت تحریریه برای رساندن فریادمان به دیگران و دفاع از حقوق انسان ها در ایران و افشاگری جنایات و خیانتهای رژیم اسلامی منتشر میشود.

نشر آثار، سخنرانی ها و اطلاعیه ها به معنی تائید و پذیرش آنها نمیباشد .

با اعتقاد به گسترش افکار، استفاده و انتشار آثار چاپ شده در این نشریه کاملاً آزاد است

فریاد ما

                                


بازگشت به خانه

                                


بازگشت به خانه